آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٧ - باب يازدهم آنچه از ذبيحه حرام يا مكروه است
ابن ادريس بدانها افزوده و جمعى كه مصنف از آنها است از او پيروى كردند و دليل اين همه روشن نيست زيرا همه از رواياتى كه بهم پيوست شوند بدست آيند و رجال برخى از آنها ضعيف و برخى مجهول باشند و متيقن از آنها حرمت آنچه است كه دليلى ديگر دارد مانند خون و سپرز هم در حكم آنست و حرمت هر دو ظاهر آيه قرآن است و مانند آنچه كه از اينها خبيثه باشند چون سرگين و فرج و قضيب و دو خايه و مثانه و زهره و مشيمه، و حرمت ديگرها نياز بدليل دارند و اصل عدم حرمت است، و روايات دليل بر كراهت باشند كه كارش آسان است جز اينكه گفته شود همه از خبائثند.
و اينكه قيد ذبيحه آورده براى بركنارى چون ماهى و ملخ كه هيچ يك از اينها در آنها حرام نباشند بحكم اصل اباحه و حيوان شامل بزرگ چون كشته شتر باشد و هم خرد چون گنجشك ولى حكم بحرمت همه اينها در مانند گنجشك مورد اشكال است، چون در آن ممتاز نباشند و بايد همه آن را حرام دانست يا بيشترش را براى اشتباه حرام و حلال و علم بوجود حرام و بهتر اينست كه حكم حرمت مخصوص چهارپايان باشد و مانند آنها از وحوش نه مانند گنجشك و مانندش، هر دو گويند مكروه است خوردن قلوهها و دو گوشه دل و شاخها- پايان.
شهيد- ره- در شرح ارشاد گفته: خلافى نيست در حرمت خون، سپرز، قضيب، خايهها و پس از آوردن مذهب صدوق گفته: اهل لغت، حياء- را با مدّ زهدان ماده شتر دانند و بسا كه مقصود صدوق از آن برون فرج باشد و از رحم درونش.
و گفتند مقصود از رحم در روايات مشيمه است و بعيد نيست وانگه خبيثه بودن اكثر آنچه ذكر شد كه دعوى كردند پذيرفته نباشد و نفرت طبع از بيشتر آنها نتيجه حكم فقهاء بحرمت است با اينكه دانستى در پيش ما در باره خبيثه چه گفتهايم كه حكم و موضوعش بغرنج است، و مذهب مفيد خالى از قوت نيست با پيوست خون ريخته و سرگين بدان و گويا آنها را نام نبرده براى ظهور حرمتشان يا براى اينكه