آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٢ - باب دوم براى چه برخى خوردنيها و نوشيدنيها حرامند؟
بيان: اينكه فرمود: تا جدا باشد از آنچه نام خدا الخ من گويم چون مرگى كه سبب حرمت شود دو تا است يكى رعايت نشدن شرايط ذبح و نحر مانند تسميه و رو بقبله بودن و دوم ذبح نشدن بكلى و امام ٧ براى هر يك سببى بيان كرد، سبب يكم دينى و روحانى است كه اطاعت فرمان خدا و بركت وابسته بدانست براى تن و جان در دنيا و آخرت، با اينكه بسا رعايت اين شرائط بويژه بردن نام خدا اثر كند در سود بخشى اجزاء ذبيحه و سازگاريشان با تنها.
و سبب دوم را آورد كه با ترك ذبح و نحر خون رگها بگوشت چسبد و با آن خورده شود و مفاسد دنبال خونخوارى را دارد، و سائل اعتراض كرد كه بنا بر اين بايد ماهى هم حرام باشد چون ذبح ندارد و خونش نيايد و پاسخ داد ٧ كه ماهى خون بسيار و جهنده ندارد تا نياز ببر آوردنش باشد و اندك خونى كه در آنست مانند خون متخلّف در ذبيحه است كه خون جهنده دارد و مانند آن زيانى ندارد و خوردنش حرام نيست.
٢- در علل- ٢: ١٦٩- و در مجالس صدوق: بسندش از ابن عذافر كه از امام پنجم ٧ پرسيدم چرا خدا مردار و خون و گوشت خوك و مى را حرام كرد؟
فرمود: راستش خداى تبارك و تعالى آنها را بر بندههاش حرام نكرد و جز آنها را حلال براى رغبت بدان چه حلالش كرد و بىرغبتى بدان چه حرام كرد بر آنها ولى او عزّ و جلّ مردم را آفريده و دانسته كه براى زيست تن و بهى آنها چه خوبست و آن را براشان حلال و مباح كرده و دانسته چه بدانها زيان دارد و آنها را از آن بازداشته و براى مضطر آنگاه كه جانش جز بدان نماند حلال كرده باندازه رفع ضرورت، نه بيشتر، سپس فرمود: اما مردار كسى از آن نخورد جز كه تنش سست شود و نيرويش كاست گردد و نژادش قطع شود و مرده خور نميرد جز ناگهانى و اما خون خوردن مايه آب زرد است و بيمارى كلب و سخت دلى و بيرحمى كه بر خويش او امنيت نيست و نه بر رفيق او، و اما گوشت خوگ چون كه خداى تبارك و تعالى مردمى را بصورت خوگ و ميمون و خرس مسخ كرد و از خوردن مانند آنها