آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٦ - اخبار باب
جرعه شير نوشيدن.
توضيح: در كافى ٦/ ٣٢٠ آن را بىسند آورده، قولش «الحسو باللبن» و حسو بلبن را سه بار مكرر كند و در كافى بجاى لبنيه در هر دو جا تلبينه آمده و آن روشنتر است، در نهايه گفته: در حديث است كه تلبينه روشنى دل بيمار است، تلبينه و تلبين شربتى و خوراكى است كه از آرد يا نخاله (بلغور) سازند و بسا كه در آن عسل ريزند و آن را باين نام گويند براى اينكه مانند شير سفيد است و نرم (و از قاموس هم اين تفسير را براى اين لغت نقل كرده).
٨- در طب الائمه- ٦٤- بسندى تا رسول خدا ٦ كه فرمود: نوح بپروردگارش شكايت كرد از سستى تنش خدايش وحى كرد گوشت را با شير بپز و بخور كه من قوة و بركت را در آنها نهادم ٩- در مكارم- ١٨٣- كه امام ششم ٧ فرمود: آبگوشت گوشت گاو پيسى را ببرد، و از امام پنجم ٧ كه بنى اسرائيل از پيسى بموسى شكوه كردند، و او بخدا عزّ و جلّ شكوه كرد و خدايش وحى كرد بدانها بفرما گوشت گاو را با برگ چغندر بخورند (در اينجا با نسخه چاپ تازه تقديم و تأخيريست ولى افتاده ندارد مترجم).
١٠- در محاسن- ٤٠١- بسندى از على ٧ كه خوراكهاى درهم و گوناگون شكم را گنده و رانها را شل كند.
بيان: بسا كنايه از كسالت و تنبلى باشد.
١١- در محاسن (..) بسندش از امام ششم ٧ كه بما دادند از اين خوراكها يا از اين رنگهاى خوراك آنچه برسول خدا ٦ داده نشده بود.
١٢- و از همان: از يونس بن يعقوب كه ديگى از نارباجه نزد امام ششم ٧ فرستاديم، و آن حضرت از آن خورد، و فرمود آنچهاش بجا مانده براى من نگهداريد، و دو بار يا سه بار برايش آوردند، وانگه غلام در آن آبى ريخت و نزد آن حضرت آورد و بدو فرمود: واى بر تو آن را بر من تباه كردى.
١٣- و از همان (..) بسندش از يوسف بن يعقوب كه دوستتر خوراك