آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٠ - آيات قرآن مجيد
تا از اثر آن درگذشت و خوردنش از آن دليل حلالى ذبيحه يهود است و حنابله دليل آوردند بر حرمت ذبيحه مسلمانى كه بسم اللَّه نگفته عمداً يا سهوا بظاهر آيه «وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ» و مالكيه و شافعيه دليل حليت آن را مطلقا قول پيغمبر ٦ دانند كه: ذبيحه مسلمان حلال است گرچه نام خدا نبرد، اين حديث نزد اماميه ثابت نيست و حنفيه آن را حمل بر فراموشى كردند نه عمد و شافعيه بدانها اعتراض كردند كه در اين صورت حال مسلمان بدتر از يهود و نصارى است زيرا ذبيحه او را با ترك عمدى تسميه حرام است و ذبيحه آنها حلال، و اين اعتراض وارد نيست زيرا مورد تعبديه را مجال بحث و اعتراض نيست.
سپس- ره- گفته: جواب استدلال بآيه ٥ سوره المائده اينست كه بىشك ظاهرش با ظاهر آيه «وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ» منافى است و رفع تنافى منحصر بدان نيست كه شما گفتيد بلكه بهتر تخصيص طعام حلال در آيه نخست است بهمان گندم و خرما كه تعبير از آنها بطعام شايع است و در حديث ائمه ما : بيان شده و در حديث ابى سعيد خدرى هم آمده كه ما زكاة فطره را در عهد رسول خدا ٦ صاعى از طعام يا صاعى جو ميپرداختيم و معلوم است كه مقصود از طعام همان گندم و خرما است كه ما گفتيم و صاع گوشت و زكاة فطره كسى نگفته و از ائمه اهل بيت : روايت است كه مقصود از طعام در اين آيه حبوب و مانند آنها است و روايت ابن حاتم در نزد محدثين بسيار از خود شما ثابت نشده چه رسد نزد علماء ما و قول خدا تعالى «إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ الخ» دلالت ندارد كه مقصود از «مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ» تنها مردار است بلكه فرا دارد مردار و هر آنچه بىنام خدا كشته شده بدست مسلمان و جز آن و جدال كفار را در بخش يكم كه باطل را بصورت حق درآوردند تحقق دارد و خدايش يادآورى كرده مايه بىارتباطى گفتار نباشد چنانچه نهان نيست، و تعبير قرآن از خوردن مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ به فسق دلالت ندارد بر اختصاص مورد بمردار زيرا فسق در اين آيه بمعنى حقيقى خود نيست كه مصدر است (در اينجا تحقيق ادبى مفصلى آورده كه ترجمه آن براى پارسى زبانان