آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٠ - آيات قرآن مجيد
و جمله «يعنى اهل الذمه» در آن نيست و همان مقصود است و گويا اين جمله از كلام سيد و مفيد است و در آنست كه «لا يرد لكما على ظهرى» و در نسخهايست «عن ظهرى» و اين از مشكلات اخبار است و چند توجيه دارد:
١- كه روشنتر است اينست كه يعنى گناه شما را بگردن نگيرم بجوابى موافق آنچه از فقهاء عامه شنيديد، چون تقيه در اينكه بيكيشان فرمود: مخور ضرورت نداشت و آن بود كه پرسيد و بنا بنسخه تهذيب هم درست است باين معنى كه من از شما تقيه بگردن ندارم تا موافق رأى شما جواب دهم و بهمين معنا آمده در روايتى كه در آغاز روضه كافى است (٨- ٧٢) كه امير المؤمنين بيكى از يارانش كه نزد معاويه رفت نوشت تو يكى از دو مرد را در بردارى يا مرديكه مطيع خداست و خوشبخت است بدان چه تو بدبختى و يا مرد نافرمان خدا كه تو بدبختى بدان چه برايش گرد آورى و هيچ كدام را نبايد بر خود مقدم دارى و گناه او را بگردن بگيرى.
٢- يعنى براى شما حقى بگردن من نيايد كه بگويم مخور و مقصود اينست كه چون مقام تقيه است جواب شما بر من لازم نيست و مخور خطاب به محمّد است يا يكى از آن دو بر وجه تبرّع بنا بر اينكه امامان در برخى مواد ميتوانند بيان حكم كنند يا خموشى گيرند چنانچه اخبار بسيارى بدين معنى در تفسير قول خدا هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ ص- ٣٦٠ گذشت و پرسش دوم محمّد براى توضيح بيشتر بوده با آنكه بنا بر نسخه تهذيب بسا كه پرسش يكم از ذبيحه ناصبيان و مخالفان باشد و توجيه نسخه مفيد نياز بتكلف دارد چنانچه نهان نيست.
٣- آنچه يكى از افاضل گفته كه مقصود اينست كه تقيه را بردارم و حقيقت را بشما بگويم كه گواراست و در حديث است كه: روزه غنيمت خنكى است يعنى رنج و سختى ندارد و هر محبوبى نزد عرب خنك تعبير شود.
٤- بنا بر نسخه تهذيب لا نفى جنس باشد و برد بضم باء جامه مخصوص يعنى بردى نيست از شما بر دوش من تا بايدم بدل خواه شما سخن گويم و اين يك سخن معمولى