آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٩ - آيات قرآن مجيد
كه بكوهستان رفت و آمد كنيم و راه دور است و فرسنگها است و رمهها بخريم يكى دو تا، سه تا كه هر رمه ١٥٠٠، ١٦٠٠، ١٧٠٠- گوسفند است، و يك گوسفند، دو تا يا سه تا واماند و از شبانانى كه آنها را بياورند پرسش كنيم و گويند ترسائيم شما چه فرمائيد در باره ذبائح يهود و ترسايان.
فرمود: اى حسين اين موضوع ذبيحه است و نميشود اطمينان كرد بر آن جز كه كشنده يگانه پرست باشد سپس حنان امام ششم ٧ را ملاقات كرد و گفت حسين بن منذر از شما روايت كرده كه فرموديد بر ذبيحه اطمينان نيست جز اينكه كشنده يگانه پرست باشد و نام خدا برد، فرمود: راستش ترسايان بدعتى در باره آن نهادند گويد: از يك ترسا پرسيدم شما در ذبح چه ميگوئيد؟ گفت: گوئيم بنام مسيح.
تبيان: در كافى مانندش آمده (ج ٦ ص ٢٣٩) تا فرموده، اى حسين ذبيحه به تسميه باشد و اعتماد بر آن نيست جز از يگانه پرستان، و از همان كافى است از حنان كه بامام ششم ٧ گفت حسين بن منذر- تا فرموده: راستى كه آنها در آن بدعتى نهادند كه نخواهمش، و در برخى نسخهها است كه: نامش را نبرم تا آخر خبر.
سپس در رساله نامبرده گفته: بسند ديگر مانند حديث نخست را روايت دارم و در طرابلسيات بسندش از حسين بن عبد اللّه كه: معلى بن خنيس و عبد اللَّه بن يعفور با هم يار شدند و يكيشان از ذبيحه يهود و نصارى خورد و ديگرى نخورد و چون نزد امام ششم با هم شدند بآن حضرت گزارش دادند و فرمود: كدام شما نخورده؟ معلّى گفت: من فرمود. احسنت.
و از همان رساله و طرابلسيات: بسندى از امام ششم ٧ كه: دو مرد كه بگمانم اهل جبل بودند نزد من آمدند و يكيشان از من در باره ذبيحه اهل كتاب پرسيد و در دل خود گفتم بگردن نگيرم كه براى شما دل خنكى فراهم كنم مخور، محمّد بن يحيى گفت من از امام ششم ٧ ذبيحه يهود و ترسا را پرسيدم فرمود: مخور.
تبيان: اين خبر در تهذيب بهمين سند از حسين بن سعيد روايت شده