آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٦ - باب ششم موجبات حرمت حلال گوشت
خودش و نژادش حرام است نر باشد يا ماده، و گفتند اين بخش استبراء ندارد، و شيخ با اين توجيه ميان اخبار جمع كرده و ديگران پيرو او شدند و ممكن است نهى را به پيش از استبراء تفسير كرد و استبراء را تعميم داد يا مخصوص بخش دوم دانست و با تعميم استبراء در صورت اول پيش از استبراء مكروه است و در صورت دوم حرام، و خبر حنان دلالت دارد كه مشتبه بنسل او حرام نيست و ظاهر سخن فقهاء هم اينست، و مقتضى قواعد آنها وجوب اجتناب از همه اطراف شبهه است براى مقدم بودن ترك حرام واقعى ولى دانستى كه ظاهر آيات و اخبار گذشته خلاف آنست و در روضه گفته اين حكم در جز خوك نباشد بحكم اصل گرچه مانند خوك نجس العين باشد چون سگ ولى محتمل است پايان. و بدان كه گروهى اصحاب حكم كردند بكراهت گوشت حيوانى كه از زنى شير خورده تا استخوانش محكم شده، در تحرير گفته. و اگر شير خورد از زنى و محكم شد گوشتش مكروه است و حرام نيست پايان، و دليلشان صحيحه احمد بن محمّد بن عيسى است كه: بدو نوشتم قربانت اين بد پيش آمده كه از زنى بزغالهاى شير داده تا از شير بريده شده و آبستن شده و زائيده رواست گوشت و شيرش را خورد؟ نگارش فرمود: كار مكروهى است و گناه ندارد، و در فقيه (نزديك بدان را) آورده.
من گويم: حديث احتمال دو معنا دارد ١- شير دادن كاريست مكروه و خوردن گوشت باكى ندارد و عبارت فقيه باين معنا مناسبتر است ٢- خوردن گوشت مكروه است و حرام نيست و عبارت تهذيب كه واو ندارد بدان مناسبتر است و در عبارت فقيه اگر پرسش از گوشت باشد مقصود حليت گوشت بزغاله است بمعناى يكم و بعبارت تهذيب حليت شامل خود او و نژادش هم مىشود و مؤيد اينكه مقصود حليت گوشت آنست روايت تهذيب است نيز كه بىسند از امام ششم ٧ آورده در بزغالهاى كه از زنى شير خورده تا استخوانش سخت شده و گوشت آورده فرمود:
باكى بگوشتش نيست.
محقق اردبيلى- قد- پس از ذكر خبر نخست تهذيب گفته اعتراضش اينست