آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧ - آيات قرآن مجيد
ميكردند و بتها را با خونش آلوده ميكردند، ابن جريح گفته: نصب خود بتها نيستند، بت پيكره ساخته است بلكه سنگها بوده كه گرد كعبه واداشته بودند و به شماره ٣٦٠- كه گفتند ٣٠٠ آنها از خزاعه بوده، و چون قربانى ميكردند خونش را بدان جا كه خانه كعبه برابرش بود ميپاشيدند و گوشتش را برگه ميكردند و بر سر سنگ مىنهادند، مسلمانان گفتند: مردم جاهليت كعبه را با خون احترام ميكردند و ما سزاوارتريم كه آن را بزرگ داريم و خداى سبحانه فرو آورد «هرگز گوشت و خون قربانيها بخدا نرسد ولى پرهيزكارى شما بخدا رسد، ٣٧- الحج».
«و اينكه قسمت از ازلام جوئيد» آنهم بر شما حرام است و آن فال گرفتن با چند چوبه تير بود براى سفر و آغاز بكار كه در جاهليت رسم بود و ببرخى «خدا مرا واداشت» نوشته بود برخى «خدا مرا بازداشت» و برخى هم ساده و بىنوشته بود، و چون قصد سفر يا كار مهمى داشتند آن تيرها را برهم ميريختند و يكى را برميداشتند و اگر بر آن «خدايم مرا واداشت» بود بدنبال آن كار ميرفتند و اگر نوشته «مرا بازداشت بود» نميرفتند و اگر تير بىنوشته بود دوباره انجام ميدادند و خدا بيان كرد كه اين كار حرام است، از حسن نقل شده و جمعى مفسران، وانگه آنچه در اين باره از على بن ابراهيم آيد ذكر كرده و گفته: ازلام نردها و قابهاى پارس و روم بوده كه با آنها قمار ميزدند از مجاهد است، و گفتند: شطرنج است از سفيان بن وكيع.
«ذلِكُمْ فِسْقٌ» يعنى همه اينها كه ذكر شد گناهى است بزرگ و نافرمانى خدا است از ابن عباس است.
و گفتند: يعنى فال زدن به ازلام فسق است براى شما و اين روشنتر است پايان (٣: ١٥٧ مجمع).
و گفتند: بنا بمعنى نخست سبب حرمت دست انداختن به غيب است و گمراهى در راه آن و دروغ بستن بخدا اگر مقصود از ربّى خدا باشد و نادانى و شرك اگر بت باشد، و بنا بر اين دليل بر حرمت استخاره معروف هم هست كه اكثر آن را روا