آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٥ - اخبار باب
اندكى باشد و بسبب آن جان دهد و اگر ندرد حلال نيست.
و سومى كشتهاش حلال نباشد مطلقا چه زخم آرد و چه نيارد و گرچه گلوله سرش يا عضو ديگرش را بپراند چنانچه اين خبر بر آن دلالت دارد و از پيغمبر ٦ روايت است كه بعدى بن حاتم فرمود: مخور از شكار با گلوله جز آنچه سرش را ببرى، و در حديث ديگر است كه فرمود ٦ گلوله شكار نكشد و دشمن را نكاهد ولى دندان را شكند و ديده را برآورد.
در مصباح گفته: معراض تير بىپيكانست و در قاموس گفته دو سويش ناز كند و ميانش كلفت و بپهنا بهدف رسد.
و من گويم: در اينجا مقصود اينست كه به پهنا بشكار خورد و پيكان ندارد براى روايت ابو عبيده (٢١٢: ٦ فروع كافى) بسند صحيح از امام ششم ٧ كه چون با معراض تير زدى و دريد از آن بخور و اگر ندريد و بپهنا بشكار خورد مخور.
و در روايت است از عدى بن حاتم كه پرسيدم پيغمبر ٦ را از شكار معراض فرمود: اگر با تيزيش كشد بخور و اگر با سنگينىاش كشد مخور.
و حلبى بسند صحيح (٢: ٣٤٨ ط ١ تهذيب) از امام ششم ٧ كه پرسيدمش از شكارى كه مردى به تير زده و تير بپهنا بدان رسد و آن را كشد و هنگام تير انداختن بسم اللَّه هم گفته و پيكان آهن بشكار نخورده، فرمود: اگر برسيدن تير كشته شده و بخواهد بخورد حلال است.
من گويم: در شكار با ابزار تازه درآمد بنام تفنك اين زمانه اشكال است ولى حلال بودنش دور نيست بويژه اگر بجاى گلوله سرب ساچمه آهنى در آن نهند چون دليل حليت عام است و بدليل اينكه ابى جعفر (در وسائل ١٦- ٢٨٨) فرمود:
هر كه شكارى با اسلحه كشت «و اخبار گلوله منصرفند بدان چه در آن زمان معروف بوده و مؤيد آنست آنچه گذشت كه شكار نكند الخ» و احوط اجتنابست و اصحاب شرط كردند در حلال بودن شكار با سگ و تير كه مرگش بسبب زخم وارد از آنها باشد و اگر پس از شكار شدن بصدمه يا دريدن درنده يا كمك آنها جان دهد