آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٩ - آيات قرآن مجيد
از خوردن ذبيحه هر كه بر خلاف دينى است كه تو و يارانت داريد مگر در حال ضرورت و در روايات بسيارى در اين باره از آنها رسيده كه در كتاب تهذيب و كافى و جز آنها است و روايت مخالف آنها تاب معارضه آنها را ندارند چون بشهرت نزديك باجماع مؤيدند.
سپس گفته: حنفيه و شافعيه و مالكيه براى حلال بودن ذبيحه اهل كتاب چند دليل آوردند.
١- اصل در هر چيز حلالى است تا حرمت ثابت شود كه نشده.
٢- قول خدا تعالى «خوراك آنان كه كتاب دارند براتان حلال است و خوراكتان براشان حلال است» و خوراك گوشت و جز آن را فراگيرد و آيه بجواز خوردن ذبيحهشان گويا است و منافاتش را با آيه «و نخوريد از آنچه نام خدا بر آن برده نشود» ميتوان بدو وجه رفع كرد: يكم مقصود از آيه دوم همان مردار است چنانچه از ابن عباس روايت شده و اينكه دنبالش فرموده «وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ» دليل آنست چون در تفسيرش روايت شده كه كافران، بمسلمانان ميگفتند: شما پنداريد خدا را ميپرستيد و آنچه را خدا بكشد سزاوارتر است بخوريد از آنچه خود بكشيد چون كه مقصودشان از كشته خدا همان مردار بوده و شايسته است كه «مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ» بدان تفسير شود كه در آغاز آيه است تا اجزاء گفتار با هم مناسب شوند و منافات از ميان برود دوّم مقصود از «مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ» ذبيحهاى باشد كه بنام جز خدا كشند چون خدا فرموده: «بگو نيابم در آنچه بمن وحى شده حرامى بر خورندهاش جز كه مردار باشد يا خون ريخته يا گوشت خوك كه پليد است يا فسقى كه بنام جز خدا كشته شده تا آخر آيه ١٤٥- الانعام» كه خود قرينه است بر اينكه مقصود در آن آيه همين است كه آن را در اين آيه فسق خوانده.
٣- روايت است كه پيغمبر ٦ از پاچه پختهاى كه زن يهوديه بدو هديه كرد و زهرناك بود خورد و زهرش در او اثر كرد و گاهى او را دچار بيمارى ميكرد