آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٨ - باب ششم موجبات حرمت حلال گوشت
بر كراهت باشد و بسا براى كراهت عرقش باشد.
ابن الجنيد- ره- گفته: جلال هر حيوانى خوردنش مكروه است و هم نوشيدن شير و سواريش- پايان- و در ميزان حصول جلل اختلاف است، مشهور اينست كه تنها خوراك حيوان عذره باشد و أبو الصلاح نجاسات ديگر را هم بدان پيوسته و آن سست است، و نصوص و فتاواى معتبره مدتى كه بدان جلل تحقق شود معين نكردند، و برخى اندازه گرفته باينكه تنش بدان نمو كند و جزء او شود و بعضى مدت يك شبانه روز گفتند و يحيى بن سعيد خوردن عذره تنها را يك روز كامل بس دانسته، و ديگران گفتند:
بايد بوى گند عذره در گوشت و پوستش عيان شود. و شيخ در مبسوط و خلاف گفته جلل اينست كه بيشتر خوراكش عذره باشد و محض بودن آن را شرط نكرده، و ميزان همانست كه عرف او را نجاستخوار شمارند و تشخيص آنهم مشكل است، و اشهر اينست كه نجاست خوار پاك است و قائل بنجاستش معلوم نيست و برخى اخبار بر آن دلالت دارد و حمل بر كراهت شده و اقرب اينست كه قابل تذكيه است بعموم ادله، و حرمت يا كراهت جلال ذاتى نيست بلكه بواسطه خوراك از عذره است و ثابت نيست بلكه تا بريدن اين غذا از او و خوراك پاك پايان يابد بشرط آنكه نجاستخوارى او از ميان برود، نصوصى كه در اين باره رسيده سندهاى پاكى ندارد و فتواى فقهاء در برخى مسائل آن مورد اتفاق است و در برخى دچار اختلاف، مورد اتفاق تحقق استبراء شتر است به چهل روز و رواياتى بر آن دلالت دارند، و گاو مورد اختلاف است بقولى استبراء او هم چهل روز است مانند شتر دليلش زائد بر آنچه گذشت روايت مسمع است (كه در فروع كافى ٦: ٢٥٣ وارد است) و قولى است كه بيست روز است و آن اشهر است بموجب روايت سكونى (در فروع كافى ٦: ٢٥١) و مرفوعه يعقوب (فروع كافى ٦، ٢٥٢) و روايت يونس (در فروع كافى ٦: ٢٥٢) و گوسفند هم مورد خلاف است قولى است كه استبرائش ده روز است بحكم روايت سكونى و مرفوعه يعقوب و روايت مسمع گذشته، و قولى است كه هفت روز و قول ديگر پنج روز