آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٣ - باب بيستم پنير
٤- در محاسن (٤٦٢) بسندش از عبد اللَّه بن سليمان كه از ابى جعفر ٧ پرسيدم از پنير، فرمود: از خوراكى پرسيدى كه مرا خوش آيد وانگه چند درهم به غلامى داد و فرمود: با آن براى ما پنير بخر و من با آن حضرت چاشت خوردم و غلام پنير آورد و فرمود: بخور، چون از چاشت فارغ شدم گفتم: در باره پنير چه فرمائى؟ فرمود: نديدى منش خوردم؟ گفتم: چرا ولى دوست دارم از زبانت بشنوم فرمود: در باره پنير و جز آن بتو خبر دهم، هر چه حلال و حرام دارد برايت حلال است تا خود حرامش را بشناسى و آن را وانهى.
٥- و از همان (٤٩٥) بسندش از ابى الجارود كه از ابى جعفر ٧ پرسيدم از پنير و گفتم كسى كه ديده بمن گزارش داده كه مردار در آن نهند، فرمود براى اينكه در يك جا مردار در آن نهند هر آنچه پنير در روى زمين است حرام شود؟
چون دانستى كه مردار دارد مخور و اگر ندانى بخر و بخور بخدا كه خود من ببازار روم، گوشت و روغن و پنير بخرم و بخدا ندانم همه در ذبيحه بسم اللَّه گويند، اينان بربريند و اينان هم سودانى.
٦- و از همان (٠٠٦) بسندش كه پرسش شد امام ششم ٧ از پنير كه در آن مايه پنير از مردار نهند فرمود: نشايد، سپس درهمى فرستاد كه پنير بخر از مردى مسلمان و پرسش از چيزى مكن.
٧- و از همان: از عمرو بن ابى شبل كه از امام ششم پنير را پرسيدم فرمود:
براى پدرم چيزى در بارهاش گفتند كه آن را بد داشت وانگهش خورد، چونش خريدى دنبال مكن و نام خدا بر آن بر و بخورش.
٨- و از همان (..) كه مردى از امام ششم ٧ در باره پنير پرسيد، فرمود:
از خوردنش خوشم آيد و آن را خواست و خورد.
٩- و از همان: بسندش كه يكى از ياران، از ابى جعفر ٧ پرسيد، پنير فرمود: خوراكى است كه منش خوشدارم و بتو خبر دهم از پنير و جز آن، هر چه حلال و حرام دارد برايت حلال است تا خود حرام را بدانى و آن را بخصوص وانهى.