آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٤ - باب يازدهم آنچه از ذبيحه حرام يا مكروه است
دو خايه و مخ حرام و خون و پوست و استخوان و شاخ و سم و غدّهها و آلات نرى و از مردار ده چيز حلالند و آزاد پشم، پر، تخم، نيش، شاخ، سم، شيردان و پوست و شير كه در پستان مردار موجود است.
بيان: گويم: ذكر پوست و شاخ و سم در هر دو جا براى بيان اينست كه اينها حرام نيستند بلكه مكروهند و ديگرها حرامند زيرا كراهت در زبان حديث اعم است از حرمت و كراهت اصطلاحى يا مقصود در نخست كراهت خوردن است و در دوم جواز بكار بردن و بهر تقدير پوست حمل بر تقيه شود زيرا بيشتر عامه آن را بدباغى پاك دانند و بكار بردنش را روا دارند گرچه از مردار باشد و بسا حمل بر پوست شيردان شود كه بزودى بدانى ١٢- در علل-: بسندش تا امام ششم كه باو گفتم چرا رسول خدا ٦ ذراع را بيش از اعضاء ديگر گوسفند دوست ميداشت؟ در پاسخ فرمود: چون آدم براى پيغمبران از نژادش يك قربانى كشت و براى هر پيغمبرى عضوى را نام برد و براى رسول خدا ٦ ذراع نام برد از اينجا است كه ذراع را دوست داشت و دل خواهش بود و ميخواست و بر ديگر اندام برترى ميداد، و در حديث ديگر است كه رسول خدا ذراع را دوست ميداشت براى اينكه بچراگاه نزديكتر و از بولگاه دورتر است (١/ ١٢٨).
١٣- در بصائر: بسندش تا امام ششم ٧ كه رسول خدا ٦ ذراع و شانه را دوست داشت و از كفل بدش مىآمد كه نزديك بولگاه است (١٤٨ چاپ سنگى).
١٤- در محاسن: بسندى تا امام ششم ٧ كه بپرهيزيد از غدههاى گوشت چه بسا رگ خورده را بجنبانند.
١٥- و از همان: بسندى از ابى الحسن ٧ كه از گوسفند هفت چيز حرام است و از مردار دوازده چيز حلال، اما آنچه از گوسفند حرام است خون، سرگين غدهها، سپرز، آلت نرى، دو خايه و زهدان و اما آنچه از مردار حلال است:
مو، پشم، كرك، نيش، شاخ، دندان، سم، تخم، شيردان، ناخن، چنگال و