آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٨ - اخبار باب
شمار مردار را روا دانست، و بهتر عمل بدين روايت صحيحه است و رد اعتراضات در برابر آن، آرى ظاهر روايت راوندى عدم جواز بيع است ولى از نظر سند معارض روايت صحيحه نتواند شد با اينكه منافاتى هم با آن ندارد زيرا اين كه فرموده آنها را نزد سگ اندازند كنايه از ترك استعمال و خوردن آنها است و منافات ندارد با دادن آن بكسى كه چون سگ است، و گويا كسى نگفته بايد آن را بخصوص خوراك سگ كرد چنانچه در مردارهاى ديگر هم نگفتند.
و شهيد قائل شده باينكه آن را با آتش آزمايش كنند و با درهم شدن و پهن شدن تميز دهند چنانچه در باره گوشت مجهول رسيده، و اعتراض شده كه قياس باطل است و فارق موجود است زيرا مردار بودن گوشت افتاده صرف احتمال است ولى در اينجا مردار معلوم است و حكم مشتبه را نميتوان بمعلوم اجراء كرد، محقق اردبيلى گفته: اين اعتراض محل تامل است زيرا از روايت برآيد كه بوسيله اين آزمايش علم بتذكيه حاصل مىشود و آن اعم است از گوشت مطروح و مورد بحث با اينكه فرقى هم در ميان نيست زيرا گوشت افتاده هم نزد فقهاء در حكم مردار است شرعا و هر يك هم در اينجا محتمل است كه مردار باشد نه متعين است و علم اجمالى بمردار اثرى ندارد پس بايد يا علت را مستقل ندانست و آن در همه موارد قياس منصوص العله رواست و يا از اصل حرمت دست برداشت پايان-.
٣- دو خبر نخست دلالت دارند بدان چه فقهاء گفتند در باره جستهاى كه نميماند مانند خوراك كه جوينده مخير است ميان آنكه آن را بقيمتش ملك خود سازد يا بفروشدش و بها را معرفى كند و يا آن را بحاكم دهد تا بهر چه براى او بهتر است در آن عمل كند، و از پيغمبر ٦ هم روايت كردند كه فرمود: هر كه غذائى جست آن را بخورد ولى آن دو خبر تنها دلالت بر جواز خوردن دارند و يكى بر اينكه اگر مالكش آمد پولش را بدو دهد و بزودى گفتگو در باره آن در جاى خودش بيايد.
٤- هر شكارى الخ دلالت دارد كه اصل در حيوان اينست كه حلال گوشت و قابل تذكيه است مگر آنچه را دليل خارج كرده باشد.