آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٠ - باب ششم موجبات حرمت حلال گوشت
شحام از امام صادق ٧ كه در باره گوسفندى كه مىنوشيده تا مست شده و بر آن ذبح شده فرمود: آنچه در درون دارد خورده نشود.
و روايت با ضعفى كه دارد بچند وجه اخصّ از دعوى است، و ابن ادريس اين حكم را منكر است و قائل بكراهت است و شايد اقرب باشد، و مشهور است كه اگر شاش نوشيده آنچه در شكم دارد بشويند و بخورند بحكم روايت ابن اكيل متقدمه و گفتند اين در صورتيست كه پس از شرب فوراً ذبح شود نه اينكه بماند تا آنچه نوشيده هضم گردد و جزء بدنش شود و اين تفسير از ظاهر خبر دور نيست.
٩- در نوادر راوندى: بسندى كه پرسش شد از على ٧ از ديكى كه پخته شده و موش مرده از آن در آمده فرمود آب گوشت را بريزند و گوشتش را بشويند و پاك كنند و بخورند.
بيان: روايت را شيخ (در ٩: ٨٦ تهذيب) بسندش از سكونى از امام ششم ٧ آورده و در آن كلمه «و ينقى» نيست و مورد عمل اصحابست و جاى اعتراض است كه با پخت و جوشيدن آب نجس در درون گوشت و دانهها فرو رفته و چگونه بشستن تنها پاك شوند و ممكن است حمل شود باينكه در آب پاك فرو شوند تا آب بهمه اجزاءش برسد و بسا كه كلمه «و پاك شود» اشاره بدان باشد ولى كلام اصحاب و روايت سكونى اين قيد را ندارند گرچه احوط است.
١٠- در تحف العقول: يحيى بن اكثم از موسى مبرقع پرسيد مردى برمه گوسفندى آمده و ديده كه چوپان بر گوسفندى افتاده و چون صاحبش را ديده آن را رها كرده و ميان رمه رفته چگونه ذبحش كنند و آيا خوردنش جائز است يا نه؟
و موسى آن را از برادرش امام دهم ٧ پرسيد، فرمود: اگرش شناسد سر برد و بسوزاند و اگرش نشناسد رمه را دو بخش كند و ميان آنها قرعه كشد و چون قرعه بر نيمى درآيد نيم ديگر رها شده باز آن نيم را دو نيم كند و قرعه زند تا بماند دو گوسفند و ميان آنها هم قرعه كشد و قرعه بنام هر كدام درآمد ذبح شود و سوخته شود و گوسفندان ديگر رها شوند.