آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٦ - اخبار باب
بيان: اينكه فرمود: اگر گاو را نحر كنى باكى ندارد، حمل بر تقيه شود، و مشهور اينست كه سر بريدن از قفا مكروه است و علامه و جز او گفتند اگر گردن ذبيحه از قفا بريده شود و اعضاء ذبح بجا ماند اگر زنده باشد ذبح شود و حلال است و اگر حياة مستقره ندارد حلال نيست.
من گويم: دانستى كه دليل نيست بر اينكه استقرار حياة شرط است، و تو هم اينكه در اينجا ذبح شرعى و جز او در گرفتن جان ذبيحه شريك شدند وجهى ندارد با اينكه زنده است و ذبح شده اين توهم اعتبارى ندارد مانند درنده زده و جز آن.
١٨- در قرب الاسناد- ٢١-: بسندش كه محمّد بن عبد السّلام نزد امام ششم ٧ آمد و باو گفت: مردى تبرى بگاوى زده و آن را كوبيده و پس از آن سرش را بريده و آن حضرت جوابى باو نفرستاد و سعيده را خواست و فرمود: اين مرد نزد من آمد و گفت تو او را فرستادى در باره گاو دارى كه آن را با تبر زده، اگر خون معتدل بر آمده بخوريد و بخورانيد و اگر بآرامى و سنگينى بر آمده نزديكش مرويد، گويد سعيده غلام را گرفت و خواست او را بزند و امام پيغام فرستاد كه باو قاووت بنوشانيد كه گوشت بروياند و استخوان را سخت كند.
تبيان: كلينى در- ٦: ٢٣٢ فروع كافى- آن را بسندى از حسن بن مسلم روايت كرده، گفت من نزد امام ششم ٧ بودم كه محمّد بن عبد السّلام آمد و بآن حضرت گفت: قربانت جدم ميگويد: مردى گاوى را با تبر زده و افتاده و آنگه ذبحش كرده، و جوابى با او نفرستاد، و سعيده آزاد كرده امّ فروه را خواست و باو فرمود: محمّد پيغامى از تو آورد نخواستم جوابى با او فرستم، اگر مردى كه سر گاو را بريده هنگام ذبح خونش جهيده بخوريد و بخورانيد و اگر خون بسنگينى بيرون آمده نزديكش مشويد و در تهذيب هم: بسندش از احمد بن محمّد- ٩: ٥٦- روايت شده و ظاهر اينست كه سعيده او را نزد جدّ محمّد فرستاد و تقدير اينست كه بسعيده فرمود: باو بگو محمّد آمده، و بسا كه در اصل «جدّة» بوده و خود سعيده بوده چنانچه ظاهر قرب الاسناد است ... و عتيّا در لفظ خبر قرب الاسناد تصحيف است و