آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦ - آيات قرآن مجيد
من گويم: مىشود در پاسخ شبههاى كه سيد- رضي الله عنه- آورده گفت: نپذيريم كه مباح بر كافر مباح است و مىشود كه اباحه مشروط باشد بايمان چنانچه ايمان شرط درستى عباداتست كه از نامه امير المؤمنين ٧ باهل مصر بهمراه محمّد بن ابى بكر روشن است و اخبار ديگر هم دارد كه خدا مؤمن را بلذتهاى دنيا حساب نكشد و همانا از جز او حساب كشد چون آنها را تنها براى مؤمن مباح كرده، و مراد بعمل صالح ولايت ائمه : است و مقصود از تقوى ترك اطعمه حرام است، و از آيه استفاده شود كه گناهى بر مؤمنان نيست در هر چه بخورند و بنوشند چون از خوردنى و نوشيدنى حرام كناره كنند، و گناه مؤمن در خورد و نوش حرام است و گناه جز او مطلق است چون شرط اباحه در جز مؤمن نيست، و بطور بعيد احتمال دارد مقصود اين باشد كه صرف لذت بخشها زيان بكامل الايمان ندارد و همانا زيان دارند بمؤمن ناقص كه نفسشان سركشى كند و شهوت حرام بر آنها چيره گردد، و رياضات بدنيه براى اينان خوبست تا نفوسشان كامل شود و شهوت از آنها برود و هم دوستى لذت از دلشان بدر آيد.
«قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ» در مجمع- ٣- ٢٤٩- چون خدا بيان كرد حلال و حرام را بيان كرد كه اين دو برابر نيستند و فرمود: بگو: اى محمّد برابر نيند خبيث و طيّب يعنى حرام و حلال، از حسن است و جبّائى، و از سدّيست كه يعنى كافر و مؤمن و گرچه اى شنونده يا اى آدميزاده خوشت آيد از فراوانى خبيث يعنى حرام كه بنگرى چون حرام بسيار بركت ندارد، و حلال اندك بركت دارد و گفتند: خطاب به پيغمبر است و مقصود امت است ...
گويم: مىشود طيب و خبيث را عمومى دانست كه فرا گيرد هر چه را يك بدى واقعى دارد خواه آدم باشد خواه خوردنى و نوشيدنى كه برابرى ندارد با پاك از آن نجس گرچه بيشتر باشد، يعنى قبول و كمال به فزونى نيست بلكه بخوبى و پاكى در واقع است، و نهان نباشد كه خبيث و طيب در زبان اصحاب باين معنى كه نزد مردم پسند باشد يا ناپسند در اين آيه داخل نيست.