آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٨ - اخبار باب
و رطب آوردند و آن حضرت ميخورد و رويش آب مينوشيد و آبخورى را بمن ميداد و من بد داشتم آن را برگردانم و من هم مينوشيدم تا چند بار چنين كرد، پس گفتم من دچار بلغم بودم و با اهرن پزشك حجاز شكوه كردم، بمن گفت باغ دارى؟ گفتم:
آرى، گفت: نخل خرما دارد؟ گفتم: آرى، گفت نام آنها را برشمار و من برشمردم تا به هيرون رسيدم بمن گفت: هنگام خوابيدن هفت دانه از آن بخور و بر آن آب منوش و خوردم و دهانم خشك شد تا آنكه نميتوانستم تف كنم و باو گزارش دادم و گفت: بر آن خرما كمى آب بخور و خوددار باش تا معتدل شود، طبع تو و من عمل كردم، امام ششم ٧ فرمود اما من اگر آب در خانه نباشد آن را نمىچشم (٥٣٩).
٥٧- و از همان: بسندى كه بالا برده تا گفته: هر كه خرما را براى اينكه دلخواه رسول خدا است بخورد زيانش ندارد (..) و در مكارم مانندش آمده (١٩٢).
٥٨- در محاسن: بسندش از جعفرى كه يكى از خاندان على ٧ ما را دعوت كرد و امام رضا ٧ هم آمد و بهمراه آن حضرت شديم و خورديم و خود را از بسيارى مهمانان در رنج افكند و خود را بر امام افكند و مردم بر او درمىآمدند و او خوان براشان ميگسترد و بالاى سرشان بود و آنها گفتگو ميكردند ناگاه چشمش بمن افتاد و سر بگوشم نهاد و فرمود: يك تيكه خرما برايم بياور و يك تيكه خرما كه در نيمه مشكى بود براش آوردم، و آن را تناول ميكرد، من ايستاده بودم و او بپهلو خوابيده و چند دانه خرماى آن را كه در دست من بود برگرفت وانگه سوار شديم و فرمود: در خوراك آنها چيزى نزد من خوشتر از همان چند دانه خرما نبود كه خوردم.
بيان: بر امام افكند، براى احترام او خود را بدست و پايش انداخت ...
٥٩- در مكارم (١٩٢): از امير المؤمنين ٧ كه خرما بخوريد زيرا درمان دردها است، و از پيغمبر ٦ كه هر كه ناشتا ده دانه خرما عجوه بخورد در آن روز