آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٥ - اخبار باب
٤١- و از همان: بسندش از امام ششم ٧ كه زنها بمانند خرماى تازه درمانى نجستند، زيرا خدا آن را بمريم زائو تازه چيده خورانيد (٥٣٥).
٤٢- و از همان (..) بسندش تا رسول خدا ٦ كه بايد نخست خوراك زائو خرماى تازه باشد زيرا خدا عزّ و جلّ بمريم دختر عمران فرمود: «بلرزان تنه درخت خرما را تا خرما تازه برات افتد» گفتند: يا رسول اللَّه اگر دوران رطب نيست، فرمود: هفت دانه خرماى مدينه باشد، و اگر نباشد هفت دانه از هر خرما باشد زيرا خدا تبارك و تعالى فرموده: بعزتم و جلالم و عظمتم و والامقاميم سوگند كه زائو در روزى كه زايد خرما نخورد جز اينكه اگر نوزادش پسر است بردبار باشد و اگر دختر است جز بردبار نباشد.
٤٣- در محاسن بسندش از امام ششم ٧ كه سر خرماهاتان خرماى صرفانست (..) ٤٤- و از همان بسندش از حرب كنيز فروش كه چون امام ششم ٧ آمد و عبد اللَّه بن حسن با او بود هذيل بن صدقه مرا فرستاد و يك زنبيل رطب صرفان از بستان اسماعيل خريدم و چون آوردمش فرمود: اين چيست؟ گفتم: رطبى كه هذيل بن صدقه براتان فرستاده فرمود: بيارش نزديك، نزديكش بردم و با انگشتش آن را زير و رو كرد و فرمود: چه خوب خرمائى است اين عجوه كه درد و آفتى ندارد.
٤٥- و از همان: بسندى تا گفته: چون امام ششم ٧ به حيره آمد مركبش را سوار شد و بخورنق رفت و در آنجا فرود شد و در سايه مركبش آرميد و غلام سياهى با او بود و آنجا مردى از اهل كوفه بود كه نخلستانى خريده بود و بآن غلام گفت:
اين آقا كيست؟ پاسخ داد جعفر بن محمّد است و آن مرد رفت يك طبق بزرگ خرما آورد و برابر آن حضرت نهاد و آن حضرت بخرما برنى اشاره كرد كه اين چيست؟
پاسخ داد سابريست، فرمود آن در نزد ما خرماى بيض است، وانگه بمشان اشاره كرد كه اين چيست؟ گفت: مشان، فرمود ما آن را ام جرذان دانيم و بصرفان نگريست و فرمود: اين چيست؟ گفت: صرفان امام فرمود: ما آن را عجوه ناميم و در آن درمانست.