آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٧ - تفسير
بيكى از وجوه گذشته توجيه شود.
٨- مقصود از امانت امامت و خلافت كبرى است و مقصود از حمل آن دعوى بناحق آنست كه آسمان و زمين و كوه زير بار آن نرفتند و آدمى كه ابو بكر است آن را بگردن گرفت چون پر ستمكار و نادان بود، و اخبار بسيارى در اين باره رسيده است كه آنها را در كتاب امامت و جز آن آورديم و بچند سند از امام رضا ٧ است كه امانت ولايت است، هر كه بناحق دعوى كرد كافر است.
على بن ابراهيم گفته: امانت امامت است و فرماندهى كه بر آسمانها و زمين و كوهها پيشنهاد شد و از حملش خوددارى كردند و از دعوى غضبش ابا كردند و از آن ترسيدند و يك آدمى ستمكار و نادان كه اولى باشد آن را بگردن گرفت، و از امام صادق ٧ است كه امانت ولايت است و انسان ابو الشرور منافق، و از امام باقر ٧ است كه آن ولايت است كه آنها همه از گردن گرفتنش كه كفر است رو گرداندند و انسانى بگردن گرفت و او ابو فلان است.
و يك دليل بر اينكه مقصود از امانت تكليف است روايتى است از على ٧ كه هنگام نماز كه ميشد رنگش ميگرديد و از سببش پرسيدند فرمود: وقت امانتى رسيده كه به آسمانها و زمين و كوهها از طرف خدا پيشنهاد شد و از آن خوددارى كردند و ترسيدند.
و دليل اينكه مقصود از آن امانت معروف است نهج البلاغه است كه در ضمن سفارش بمسلمانان فرموده:
سپس پرداخت امانت كه هر كه نپردازد نوميد است زيرا بر آسمانهاى ساخته و زمين گسترده و كوههاى بلند واداشته پيشنهاد شد و درازتر و پهنتر و بزرگتر از آنها نبود، و اگر درازا و پهنا و نيرو و عزت سود داشت آنها بر ميگرفتند ولى از كيفرش ترسيدند و فهميدند و آنچه نفهميد ناتوانتر از آنها كه آدمى است زيرا او بسيار ستمكار و بسيار نادانست.
و روايت است كه پرسش شد امام صادق ٧ از مرديكه ميفرستد نزد مردى و