آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٥ - تفسير
تفسير
: «تا نلرزاند شما را» گفتهاند زمين چون سقف از اثر گام ميلرزيد و خدايش با كوههاى بلند لنگر انداخت تا نلرزد، و از ابن عباس روايت كردند كه گفت: زمين روى آب پهن شد و مانند كشتى اهل خود را بر ميگرداند، و خدا كوهها را فرستاد، سپس اختلاف دارند كه براى چه كوهها سبب آرامش زمين شدند و چند وجه گفتند كه ما برخى را بياوريم:
١- آنچه فخر رازى در (ج ٢ ص ٨) تفسيرش گفته: چون كشتى را بروى آب اندازند از سوئى بسوئى كژ شود و پريشان باشد و چون اجرام سنگين در آن نهند روى آب آرام گيرد، و چون خدا زمين را روى آب آفريد لرزيد پس كوهها را آفريد و ميخ آن نمود و آرام شد براى سنگينى آنها، و جاى چند اعتراض هست.
١- اين علت تراش يا حركت اجسام را طبعى داند يا كار خدا بنا بر اول گوئيم بىترديد زمين از آب سنگينتر است و بايد در آن فرو رود نه روى آن بماند تا بلرزد بخلاف كشتى كه چوبى است تهى و روى آب ميماند و ميلرزد و چون سنگين شود، آرام گيرد پس اين دو جدا هستند و قياس درست نيست. و اگر طبع اثر ندارد و سنگينى و فرو رفتن در آب و فراگيرى آب بزمين همه كار خداست، و آرامش زمين هم كار خداست نبايد گفت: زمين ميلرزيد و خدا بوسيله سنگينى كوه آن را آرام كرد.
٢- لنگر شدن كوه براى زمين معناش اينست كه زمين روى آب بماند و نلرزد از اين سو بدان سو و اين در صورتيست كه آبى كه زمين بر آن مستقر شده ايستاده و آرام باشد گوئيم سبب آرامش خود آن آب چيست در اينجاى مخصوص اگر گوئى بطبع خود در اينجا آرام است ديگر معنا ندارد بگوئى بسبب اينكه خدا كوهها را لنگر كرده آرام است و اگر بگوئى آرامش آن كار خداست گوئيم چرا آرامش خود زمين را كار خدا ندانيم پس اين علت فاسد است.
٣- همه زمين يك جسم است و اگر يك جا بسوئى ميل كند حالش براى مردم