آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦ - بيان در سبب جزر و مد
پايان هر مدى آغاز جزر براى آنكه اين بخارها پيوسته توليد شوند و بجاى هم آيند براى آنكه چون آب درياها بتك نشينند بخار زمين را برآرند و هر گاه آب برگردد بخار پديد شود و چون بالا آيد بخار كم شود.
و مردم ديندار گفتهاند: هر چه سبب طبيعى آن دانسته نيست كار خدا است و دليل بر يگانگى و حكمت او است و مد و جزر علت طبيعى معلومى ندارند، ديگران گفتند جوشش آب دريا يك عارضه طبيعى است مانند جوشش صفراء و خون در طبع آدمى كه در هر حالى مايهاى دارند و چون نيرو گرفت جهش كند وانگه خرده خرده فرو نشيند تا باز آيد.
گروهى ديگر همه آنچه گفتيم نادرست دانند و گويند هواى روى دريا پيوسته بآب بدل شود و از آنست كه سطح آب برآيد و بجوشد و مد پديد شود و بر اثر جوشش آب مستحيل بهواء شود و كم گردد و فرو كشد و جزر رخ دهد و پيوسته چنين است و بدنبال يك ديگرند و هميشه آب هوا شود و هوا آب گردد، و بسا اين پديده هنگامى كه ماه پر نور است بيشتر باشد زيرا ماه پرنور بيشتر هواء را آب سازد، و ماه سبب فزونى مد است نه مد زيرا بسا كه مد در اوقات محاق ماه هم وجود دارد، و مد و جزر درياى فارس بيشتر اوقات از سپيدهدم است.
و بيشتر كشتيرانانى كه باين دريا و جزيرههايش رفت و آمد دارند گويند مدّ و جزر در بيشتر اين دريا در سال جز دو بار نيست يك بار در ماههاى تابستانى از شرق بشمال تا ٦ ماه و پس از آن آب در شرقيهاى اين دريا و درياى چين بالا گيرد، و يك بار هم در زمستان كه مدّ از غرب بجنوب باشد تا شش ماه وانگه آب در غربيهاى دريا و جزيرههاى چين بالا گيرد.
و بسا دريا بوسيله باد در حركت آيد، زيرا چون خورشيد در سمت شمال باشد هوا بسوى جنوب چرخد و از اين رو درياهاى جنوبى در تابستان پر آب ميشوند و بالا ميگيرند چون هوا بجنوب سرازير مىشود و آب را با خود ميبرد و آب در شمال كم مىشود و چون خورشيد در جنوب باشد هوا از جنوب بشمال سرازير شود و آبهاى