آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤١ - يك فائده در مورد تشكيل جنين
اعضاء ديگر نقشهاى برآيد و آن را جنين نامند، و سپس نقشه اعضاء ديگر در آن پديد گردد و نيرومند و سخت شوند و جانى گيرد و بجنبد و بچه ناميده شود، سپس اعضاء از هم ممتاز گردند و مو برويد و زبان گشايد و خلقتش تمام شود، خلقت پسر پيش از دختر تمام شود، و چون كامل گردد بهمان خون حيض براى غذاى خود اكتفا ندارد، و جنبشهاى سخت كند و تا بيست و بندهاى رحم را بدرد و زائيدن محقق شود.
برخى گفتند: رحم ميان مثانه و روده راستا است، و بچند رشته زنجير مانند بسته است و تنه آن پى مانند است و كش دار تا هنگام زايش و هر نيازى پهن و دراز شود و باز بهم آيد و دو درون دارد كه بيك دهانه رسند و دو گوشه دارد بنام دو شاخه (دو گوشواره خ ب) رحم و بدنبال اين دو گوشه دو تخم زنست كه از دو تخم مرد خردترند و كم پهناتر، و منى زن از آنها برحم ريزد، و رحم گردنى دارد كه تا فرج زن كشيده شده است، و بجاى آلت در مرد است.
و چون منى مرد بمنى زن در درون رحم آميخته شود نطفه بسته گردد و سپس از خون حيض بزرگ شود، و رگهائى از رحم به جنين پيوندند و آن را غذا دهند تا درست و كامل شود، و چون آنچه از اين رگها نرسد بس او نباشد بسختى براى طلب خوراك بجنبد و رشتههاى زنجيروار رحم را پاره كند و زايش پديد شود- پايان-.
و بدان كه همه گويند منى از فضله هضم چهارم است كه در اعضاء باشد، بقراط در كتاب منى خود گفته: كه بيشتر ماده منى از مغز است كه بدو رگ پشت گوشها فرو ريزد و از آنجا بمغز حرام تا پر با مغز فاصله نگيرد و مزاجش بهم خورد، و از آنجا به دو قلوه ريزد پس از نفوذ در دو رگ برجسته كه از درون برگهاى پيوسته بدو تخم وابستهاند، از اين رو گفتند بريدن آنها سبب قطع نسل است.
طبرى از بقراط نقل كرده كه چون صقالبه خواهند فرزندان خود را