آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٥ - روايات
و فرمود: بزودى كوفه از مؤمنان تهى شود و دانش از او نهان گردد چنانچه مار در سوراخش نهان شود، سپس دانش در شهرى پديد شود كه قمش گويند، و معدن علم و فضل گردد تا آنجا كه در روى زمين هيچ نادانى نسبت بدين نماند تا برسد بنو عروسان پردهنشين، اين نزديك بظهور قائم ما باشد، و خدا قم و مردمش را مقام حجت سازد، و اگر آن نباشد زمين اهلش را فرو برد و حجتى در زمين نماند، و دانش از آن بهمه بلاد منتشر گردد در مشرق و مغرب و حجت خدا بر مردم تمام شود. تا كسى در روى زمين نماند كه علم و دين بدو نرسد، سپس قائم ظهور كند و سبب انتقام و خشم خدائى بر بندهها شود، زيرا خدا از بندهها انتقام نگيرد مگر پس از اينكه حجت را انكار كنند.
٢٤- و از ابي مقاتل ديلمى نقيب رى كه شنيدم از امام دهم ٧ ميفرمود:
همانا قم ناميده شد براى اينكه چون كشتى نوح در طوفان بدان رسيد ايستاد و آن تيكه ايست از بيت المقدس.
٢٥- و بسندى از امام ششم ٧ كه فرمود: خدا از همه بلاد كوفه و قم و تفليس را برگزيده.
٢٦- و بسندى از امام ششم ٧ كه چون فتنه همه بلاد را در برگيرد بر شما باد كه بقم و اطرافش پناه بريد كه بلاء از آن بدور است.
٢٧- و بسندى از موسى بن خزرج كه امام هشتم بمن گفت: جايى را بنام «وراردهار» ميشناسى؟ گفتم: آرى، من در آن دو كشتزار دارم، فرمود: آن را نگهدار، سپس سه بار فرمود: چه خوب جايى است وراردهار.
٢٨-: بسندى از امام ششم ٧ كه چون بلاها همهگير شدند آسودگى سواد در كوفه و اطراف آنست، و در قم از كوهستان، و چه خوب جايى است قم براى ترسان آواره.
٢٩- و بسندى از امام ششم ٧ كه چون آسايش بندگان نابود گردد و مردم اسب سوار شوند و از زنان و بوىخوش كناره كنند، گريز، گريز از كنار آنها، گفتم؟