آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥١ - تفسير
فرشته برتر است يا بشر و مقصود اينست كه جوهر بسيط قدسى محض برتر است از بشر كه هر دو نيرو را دارد؛ و اين بحث ديگر است.
٨- موجود يا ازلى و ابديست را آن خداست و بس يا نه ازلى و نه ابدى و آن عالم دنيا است و هر چه در آنست از معدن و گياه و جانور و اين پستتر اقسام است يا ازلى است نه ابدى و اين نشد نيست زيرا هر چه قدمش بايد عدمش نشايد و يا ازلى نيست ولى ابديست و آن آدمى است و فرشته و شك ندارد كه اين قسم به از قسم دوم و سوم است و بايد آدمى از بيشتر آفريدهها برتر باشد.
٩- عالم بالا اشرف از عالم پائين است و جان انسان از جنس ارواح بالا و جواهر قدسى است و از عالم پائين چيزى نيست كه از عالم بالا باشد جز آدمى و بايد آدمى اشرف موجودات عالم پائين باشد.
١٠- اشرف موجودات خداست و هر موجودى بدو نزديك است اشرف است و نزديكتر موجودات اين جهان بخدا آدمى است زيرا دلش بنور معرفت او روشن است و زبانش بذكر او شرفياب و اندام و اعضايش بفرمانبرى او ارجمند و بايد اشرف موجودات اين عالم فرود آدمى باشد، و چون آدمى خود ممكن است و جز بايجاد واجب الوجود خودى و چيزى ندارد ثابت شود كه هر چه درجه و وصف شريف دارد از خدا دارد و احسان او است و از اين رو فرمايد وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ.
و از كمال كرامتش اينست كه چون آدمى را آفريد خود را اكرم ناميد و فرمود «بخوان بنام پروردگارت كه آفريد، آفريد آدمى را از خون بسته، بخوان سوگند بپروردگارت كه كريمتر است، آنكه بقلم آموخت» و خود را بتكريم وصف كرد كه فرمود وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ و كريم خواند در دنبال احوال آدمى و فرمود «ايا اى آدمى چهات فريفت بپروردگار كريمت» اين دليل است كه كرم خدا تعالى و تفصيل و احسانش بآدمى نهايت ندارد.
١١- برخى گفته: مقصود از اين تكريم اينست كه خدا آدم را بدست خود آفريد و ديگران را بفرمان خود و آنكه بدست خدا آفريده شده عنايت