آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٨ - باب چهلم باب ديگرى است در فضل آدمى و برترى فرشته
نميشود و شما ميدانيد كه هر چيزى از جنس خود استثناء مىشود، و ميدانيد كه جن را براى آن جن نامند كه نهانند و چون بخواهند بنيروئى كه خدا عزّ و جلّ بآنها داده است آشكار شوند، و ابليس در صف فرشتهها بود و در كلام عرب روانيست كه گويند همه شترها آمدند جز يك الاغ و همه گاوها برگشتند جز يك اسب و ابليس بايد از جنس مستثنى منه باشد.
و گفته حسن كه هاروت و ماروت دو كافر بابلى بودند تكرويست ميان مفسران و مكذب آن قول خدا است كه فرموده «و آنچه نازل شد بر دو فرشته- در بابل كه هاروت و ماروت بودند، و اين گفته حسن براى شما فرجى نيست، و دعوى كنيد آنچه براى شما فائده ندارد و حجتى نشود:
مفضلان ملائكه گفتند: شما ميدانيد خدا عزّ و جلّ در قرآن فرشتهها را چنان ستوده كه از خلق خود ممتاز نموده و اگر جز اين نباشد كه فرموده «بندگانى مكرّمند و در گفتار بر او پيشى نگيرند و بفرمانش كار كنند، ٢٦ و ٢٧- الأنبياء» بس بود.
در جواب گفتند: اگر آيات قرآن را كه در برترى پيغمبران و حجج ٧ است همه را بشماريم سخن بدرازا كشد و از ايجاز بر كنار شويم، و بدان چه از دليل عقلى كه رفع هر اعتراضى كنند آورديم بايد قناعت كرد، زيرا ما در ترتيبى كه خدا عزّ و جلّ در خلقش نهاده گفتيم: زمين پستتر از جسم نامى است و آن بالاتر و برتر از زمين است. و نامى را پستتر از جاندار نموده و جاندار از آن بالاتر است، جاندار بىزبان پستتر از گويا است و جاندار گويا بالاتر از آنست و جاندار نادان گويا فروتر از جاندار گويا و دانا است و جاندار دانا و گوياى حجتپذير فروتر از داناى حجتآور است.
و بنا بر اين بايد بيانكننده برتر از بىزبان باشد و بايد فرمانبر دچار شهوت و منش لذت دوستى كه خود را از خواهشها باز دارد با اينكه دچار دشمنى است مهلت دار كه او را بنافرمانى مىآزمايد و آن را در پيش او آرايش ميدهد و در دل و