آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٠ - يك فائده در باره درياها
٤- درياى سبز بشكل سه گوش كه از جنوب بشمال است و ضلع شرقى آن بلاد فارس است و سپس هرموز و مكران و پيوسته است بدرياى محيط شرقى و ضلع غربيش در حدود ٥٠٠ فرسخ است و بر سواحل آن ولايات چين است و از اين رو آن را درياى چين ميخوانند، و از گوشه غربى آن تا گوشه درياى فارس را درياى هند نامند چون برخى بلاد هند در كناره آنست.
و از گوشه غربى آن خليج بزرگى از سمت جنوب ببسيارى از بلاد مغرب گذر كند و برابر سرزمين سودان باشد و ببلاد مصر و سودان پايان يابد و از سوى شمال ببلاد روس و جلالقه و صقالبه گذرد تا بلاد روم [و شام] و تنگهاى از شمال آن جدا شود تا سرزمين مسلمانان بلغار بنام درياى (ورنك) بدرازاى صد فرسخ و پهناى ٣٣ فرسخ و چون از آن نواحى گذشت از پشت كوهها و زمينهائى كه نه راه دارند و نه سكنه بسوى مشرق كشيده شود، و تنگه ديگر بنام درياى (طرابزون) (آبسكون خ ب) از آن جدا شود.
اينها درياهاى پيوست بدرياى محيطند و آنچه بدان پيوسته نيست بزرگترشان درياى طبرستان و گيلان و باب الابواب و خزر و ابسكون است كه اين ولايات در كنارش باشند شكل آن مستطيل است از مشرق بمغرب بيش از ٢٥٠ فرسخ و از جنوب بشمال در حدود ٢٠٠ فرسخ است.
و از عجائب درياها جانوران گوناگون در بزرگى و نوع و صنف هستند و هم جزيرههائى كه در آنها است كه گفتهاند در درياى هند ١٣٧٠ جزيره است كه جزيره بزرگى از آنها در پايان دريا برابر زمين هند در ناحيه مشرق است و نزد بلاد چين «سرانديب» نام دارد، گردش ٣ هزار ميل است، در آن كوههاى بزرگ و رودهاى بسيار است و ياقوت سرخ از آن بدست آيد، و گردش ١٩ جزيره آبادان است كه در آنها شهرها و آباديهاى بسياريست و از جزائر اين دريا يكى كله است كه معدن قلع است و ديگرى سريره كه معدن كافور است، و غرائب دريا بسيار است و از اين رو گفتهاند: از دريا بگو و باك مدار، از يك خردمندى پرسيدند