آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٨ - تفسير
١- آنكه اختران بر مردم مشرق زودتر طلوع و غروب دارند تا بر مردم مغرب.
٢- هر چه بسمت شمال نزديكتر شوى قطب ظاهر سمت جدى بالاتر آيد و قطب برابرش فروتر شود و در جنوب بعكس است و براى كسانى كه ميانه اين دو سمت باشند اين اختلاف تركيب شود و نشانههاى ديگر كره بودن كه مردم خشكى و دريانشينان در آنها موافقند، و كوههاى هر چند بلند آن را از كره بودن بيرون نبرند زيرا چون زبرى باشند كه با نرمى كره منافات دارند نه با دائرهگيرى آن.
و نعمت ديگر: همه چيزها است كه در زمين پديد شوند از معادن و گياه و جانور و آثار آسمانى و زمينى كه تفصيل آنها را جز آفريننده آنها نداند.
و ديگر اينست كه زمين تيكههاى گوناگون دارد از سست و سخت و نرم و ناهنجار كه هر كدام حاجتى بر آرند و سودى دارند كه در زمين تيكههاى كنار هم است.
و ديگر رنگهاى آنست كه كوهها هموار دارند و سپيد و سرخ و سياه.
و ديگر: شكاف بردارند كه گياه از آنها بر آيد «و زمين شكافدار».
و ديگر: آب باران را بخود كشند «و فرود آورديم از آسمان آبى باندازه و جا داديم آن را در زمين».
ديگر: چشمهها و رودهاى بزرگ كه در آن روانست «و زمين را كشش داديم».
ديگر: طبع كريم و پر بخشش زمين است كه يك دانه ستاند و هفتصد باز دهد «چون يك دانه كه هفت خوشه روياند و در هر خوشه يك صد دانه است، ٢٢١- البقره»».
و ديگر: زندگى و مرگ آنست «و نشانهايست براشان زمين مرده كه آن را زنده سازيم».
و ديگر: جانوران گوناگون «و پراكنده در آن از هر جنبنده» «و رويانديم