آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٧ - تفسير
و نيز آفريدن مردم مكلّف زنده و توانا اصل همه نعمتها است چون آفريدن زمين و آسمان بشرط وجود انسان و نيرو داشتن او برايش سودمند است و بايد اصل را پيش از فرع نام برد بعلاوه هر دلالتى كه در آسمان و زمين بر وجود صانع هست در آدمى هم هست باضافه زندگى و نيرو و شهوت و خرد و چون دليلى كاملتر است تقديم را شايد.
و فراش نام زير انداز است و نبايد زمين سطحى برابر باشد چنانچه گمان شده و خواه چنين باشد يا بشكل كره باشد ميتوان بسترش ناميد چون بزرگ است و پهناور ولى بستر بودنش وابسته بآنست كه در جاى طبيعى خود كه ميانه افلاك است آرام باشد چون هر جسم سنگين بطبع خود بزير گرايد و هر سبك بفراز و فراز از هر سو سمت آسمانست و زير سمت مركز.
و چنانچه حركت زمين زير پاى ما بسوى آسمان بعيد است حركت آن در سوى ديگر كه برابر ما است بعيد است چون آن فرو شدن بالا رفتن بآسمانست و در آرامش و پادارى زمين در جاى خودش نيازى بآويزهاى از بالا يا ستونى از ريزش ندارد همان غريزه ميل بمركز كه خدا بدو داده بس است «راستى خدا نگهدار آسمان و زمين را از اينكه از جا در روند و اگر در روند ديگرى نتواند آنها را پس از آن نگهدارد، ٤٢ فاطر».
و از نعمت خدا بر بندهاش اينست كه زمين را سخت نساخته مانند سنگ و نه نرم و فروكش مانند آب تا خواب كردن و راه رفتن بر آن آسان باشد و زراعت و مسكنسازى در آن ميسر گردد و هم كندن چاه و كشيدن نهرها، و ديگر اينكه آن را لطيف نساخته تا پرتو در آن بماند و گرمى دهد و گذر (و مجاورت خ آب) بر آن بشود.
و ديگر اينكه پارهاى از آن را از آب كه بايد درون آن باشد بر آورده تا براى زندگى جانوران و مردم آماده باشد، و سبب بيرون افتادن آن كه نزديك يك چهارم است اينست كه كره تمام نباشد و با آب يك كره باشد بچند دليل.