آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢١ - ٢ - در بيان وضع خاص خط استواء و آفاق مايله
بلندتر است و در برجهاى جنوبى شب بلندتر است، و هر چه عرض بلد بيشتر باشد تفاوت ميان شب و روز بيشتر است.
و هر مدارى كه باندازه ارتفاع قطب از افق دور باشد خودش و هر چه درون آنست تا بقطب شمال از اختران و مدارها ابدى الظهور است و نظيرش از طرف جنوب ابدى الخفاء اينها اوضاع مشترك ميان پنج بخشند.
و اما وضع مخصوص ببخش يك كه عرضش كمتر از ميل كلى است اينست كه هر مدارى دورتر از معدل است باندازه عرض بلد منطقة البروج را در دو نقطه كه بعد برابر دارند از محل انقلاب قطع ميكند و چون خورشيد بدان نقطه رسد در نيم روزش سايه نباشد و چون خورشيد پس از آن باشد در سمت قطب ظاهر سايه بسمت قطب نهان افتد در نيم روز و چون در قوس ديگر باشد سايه نيم روز بسمت قطب ظاهر افتد.
و نقصان ارتفاع خورشيد دو نهايت دارد يكى در جهت قطب ظاهر كه بيشتر است و دوم در جهت قطب خفى كه كمتر است، و فصلهاى سال در اين آفاق برابر نيستند بلكه چون دو نقطه نامبرده بهم نزديك باشند مانند عرض ٢٢ درجه تابستان از فصلهاى ديگر درازتر گردد براى اينكه خورشيد دو بار با فاصله كم بالاى سر آنها رسد و گرما كم نشود، و بسا كه از چهار فصل بيشتر باشد در صورتى كه دو نقطه مذكوره دور باشند ولى مانند هم نباشند براى اختلاف نهايت دورى خورشيد از بالاى سر در دو جهت بخلاف خط استواء كه دورى آن برابر است.
و اما در بخش دوم كه عرض برابر ميل كلى است مدار انقلابى كه سوى قطب ظاهر است بسمت سر گذرد و مدار انقلاب ديگر بسوى پا و ارتفاع خورشيد يك نهايت بيش ندارد و در جانب كم شدن و در فزودن تا نود درجه ميرسد و هميشه سايه نيم روز بسوى قطب ظاهر است مگر در يك روز كه خورشيد در نقطه انقلاب بالا سر است كه در آن سايه نيست.
و يكى از دو قطب فلك البروج هميشه ظاهر است و قطب برابرش هميشه