آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥ - بيان در سبب جزر و مد
اگر گويند چرا پرتو خورشيد در مد و جزر اثر ندارد كه بسطح درياها ميتابد ما جوابش را در رساله علل و معلومات بيان كرديم.
مسعودى در مروج الذهب گفته: مد اينست كه آب بعادت خود روانست و جزر برگشت آبست بر خلاف شيوه خود، اين مدّ و جزر در درياى حبشه است كه درياى چين و هند است و در درياى بصره و فارس: و درياها بر سه گونهاند، برخى جزر و مدّ روشن و آشكار دارند، و برخى جزر و مد نهانى دارند و برخى هيچ جزر و مد ندارند و مردم در علت آن نزاع دارند.
برخى آن را اثر ماه دانند. براى اينكه با آب هم جنس است و آن را گرم ميكند و باز ميكند و بالا مىآيد چون ديگى كه تا نيمه يا ثلث آب دارد و چون بجوش آيد پر گردد و در حس بيش شود زيرا حرارت هر جسمى را از هم باز ميكند و سردى آن را بهم ميفشارد و ته درياها داغ مىشود و زمينش شيرين ميگردد و مستحيل ميگردد و گرم مىشود مانند بالوعهها و چاهها، و چون آب گرم شد پهن مىشود و فزون ميگردد و اجزاءش همدگر را هل ميدهند و جهش ميگيرند و نياز بجاى بيشترى دارند.
و چون ماه پر روشن شود گرمى سختى در جو پديد كند و آب فزايد و اين مد ماهانه است، و گروهى گفتند اگر مد و جزر بر اثر گرمى و سردى آب دريا باشد چون ديگ كه بجوشد و بالاگيرد و سرد شود پائين رود بايد اثر خورشيد در آن بيشتر باشد چون گرمى آن بيش است و بايد مد با برآمدن خورشيد آغاز شود و جزر با غروبش با اينكه چنين نيست، و اينان پندارند كه علت مد و جزر بخارها است كه در درون زمين پديد شوند كه پيوسته بر آيند و بهم درآيند و فزايند و آب را بالا آرند تا مايه آنها از زير آب كم شود و از اثر ساقط شوند و باز آب بجاى خود برگردد، و از اين رو جزر و مد در شب و روز و زمستان و تابستان و در نهانى ماه و بر آمدن آن در نهانى خورشيد و برآمدنش وجود دارد.
گفتهاند اين خود بچشم ديده شود زيرا پايان هر جزرى آغاز مدّ است و