آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٨ - بيان در سبب جزر و مد
از شيعههاى ما است و دشمن ما را از آن بهره نيست جز اينكه غصب كند و بزور ببرد.
و راستى دوست ما را سعه و فراوانى بيش است از ميان آسمان و زمين! سپس اين آيه را خواند «بگو آن براى كسانيست كه گرويدند در زندگى دنيا» كه از آنها غصب شده «و مخصوص آنها است روز قيامت و دچار غصب نباشند»[١].
توضيح: شايد لبخند امام از اينست كه سهمى را از آن آنها دانسته نه همه را و برخى اين سخن را نمونه افسانهاى دانستند براى بيان پديد شدن نهرها در زمين و بيان اينكه بقدرت خدا تعالى است ردّ بر فلاسفه كه آنها را مستند به طبيعت دانند، در برخى نسخهها جيحون بو او است و آن در نهر بلخ درستتر است و تعبير بجيحان از اشتباه راويانست و اگر از خود امام ٧ باشد اشتباه از لغويين است و شاش طبق گفته قاموس شهريست در ما وراء النهر، و اين نهر چنانچه بيرجندى گفته است باندازه دو سوم جيحون و سرچشمهاش در بلاد ترك در عرض ٤٢ درجه و طول ٧١ درجه است و از مغرب جنوبى به خجند گذرد وانگه بفاراب و بدرياى خزر بريزد و نام خشوع در كتب لغت و جز آن برايش نيامده.
«او استقت» يعنى آنچه اين نهرها از آن آب گيرند كه درياى گرد جهانست يا درياى آسمانست از ما است و مقصود اصل و فرع نهرها است يا مقصود اينست كه آنچه از آنها آب داده شود بوسيله ابزار و چاه و هر چه هم آب بر آنها روان شود و اين اظهر است.
و در مجمع البيان (ج ٤ ص ٤١٣) در تفسير آيه گفته: ابن عباس گويد: يعنى مؤمنان شريك مشركانند در خوشيهاى دنيا و در آخرت خاص مؤمنان شود و مشركان را در آن بهره نباشد (پايان).
[١] بنا بر اين خبر هر دو عبارت آيه راجع بمؤمنانست و تعرض بحال كفار ندارد و با شركت آنها با مؤمنان در دنيا در نعمتها اشاره ندارد ولى در تفسير ابن عباس نعمت دنيا را مشترك دانسته و نعمت آخرت را مخصوص مؤمنان و روايت نظر باستحقاق دارد و تفيسر ابن عباس بدان چه شده است( شرح مترجم).