آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٨ - تتميم پرسوديست در باره اثر بخشى خدا در ممكنات
بدان وابستهاند.
زيرا در سراى ماده هيچ نشانهاى بر فرستادن گروههاى پرنده بهمراه سنگهاى كشنده براى نابود كردن مردمى معين وجود ندارد كه بويژه آنان را سنك باران كنند نه ديگران را و خصوص آنها را سنگ باران كنند تا نابود شوند و بديگرى سنگ نزنند.
و هر كه بهرهاى از خرد و فهم دارد شك ندارد كه اين كار نباشد جزاز خدا تعالى سببساز هر سبب و رام كن هر دشوار، و كسى را نرسد كه آن را منكر شود، زيرا پيغمبر ما چون اين سوره را بر مردم مكه خواند با آنكه در تكذيب او سخت گير بودند و در رد او اصرار داشتند منكر آن نشدند بلكه بدان اعتراف كردند چون بداستان اصحاب فيل فاصله داشتند.
(بلكه بسيارى از آنها آن را بچشم خود ديده بودند) و اگر اين حقيقت نداشت منكر آن ميشدند و آن را بهتر دليل بر كذب او ميدانستند، چگونه ممكن بود؟ با اينكه آن را آغاز تاريخ ساخته بودند چنانچه ساختمان خانه كعبه را و مرگ قصىّ بن كلاب را پيش از آن و جز آنها، شعراء در باره فيل بسيار سرودهاند و راويانشان از آنها نقل كردند.
من گويم: اين جنايت بدين و نشر كتب فلسفه ميان مسلمين از بدعتهاى خلفاء جور و معاندان أئمه دين بوده، تا مردم را از آنها و از شروع مبين رو گردان سازند، دليل بر آن نقل صفدى است در شرح لامية العجم كه چون مأمون با يكى از پادشاهان مسيحى- بگمانم سردار جزيره قبرس بود- پيمان آتش بس امضاء كرد، خزانه كتب يونان را از او خواست كه در كتابخانهاى گرد بود، و كسى را بر آن اطلاعى نبود، پادشاه همه مشاوران خود را انجمن كرد و در اين باره با آنها مشورت كرد و همه رأي مخالف دادند جز يك مطران كه رأى داد همه اين كتابها را براى آنها بفرست چون اين كتب در هيچ دولت دينى منتشر نشوند جز اينكه آن را تباه كنند، و ميان علماى آنها اختلاف اندازند.