آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩ - يك فائده در باره درياها
و بدان كه يكى از دو نهر را شرح نداده براى آنكه در مقام تفصيل همه نبوده چنانچه واژه (منها) ميفهماند، و گفته شده چون سيحان نام دو نهر است يكى در شام و ديگرى در بصره از آن هر دو را اراده كرده، و لفظ مشترك را براى دو معنا آورده، و اين بعبد است و بسا كه يكى را راويان انداخته باشند، و لفظ خبر جيحان و جيحون باشد و برخى نسخه برادران يا راويان گمان كردند يكى فزونى است و آن را انداخته، و بنا بر اين شرح تمام است.
يك فائده. [در باره درياها]
نيشابورى در تفسير قول خدا تعالى وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ» گفته است: آبى كه گرد معموره زمين است و آن را درياى محيط گويند از سمت جنوب شرقى جدا از غربى چهار خليج بميان معموره زمين دارد.
١- خليج بربرى در حدود بربر از زمين حبشه (درياى مديترانه) با ١٦٠ فرسخ درازا و ٣٥ فرسخ پهنا كه در گوشه غرب آن بلاد كفار حبشه و برخى زنگيانست و بر شرق آن بلاد مسلمانان حبشه.
٢- درياى احمر بطول جنوب تا شمال ٤٦٠ فرسخ و پهناى نزديك پايان ٦٠ فرسخ، و ميان كناره آن تا فسطاط مصر بر شرق نيل سه روز راه خشكى است و در ضلع غربيش برخى بلاد بربر و حبشه و بر ضلع شرقى آن راه مدينه پيغمبر است براى كاروانهاى مصر و حبشه تا حجاز و تا سواحل يمن و عدن بر دنباله شرقى آن.
٣- خليج فارس بدرازاى ٤٦٠ فرسخ از جنوب بشمال و پهناى تقريبى ١٨٠ فرسخ و در كنارههاى ضلع غربيش بلاد عمان است ر از اين رو آن را درياى عمان گويند و همه ولايت عرب و تيرههايش از حجاز و يمن و طائف و جز آن و بيابانهاشان ميان گوشه غربى اين دريا و شرقى درياى سرخ است و از اين رو معموره ميانشان را جزيرة العرب خوانند كه مكه زادها اللَّه شرفا- در آنست، و سواحل شرقى آن بلاد فارس وانگه هرموز و مكرانست و سپس سواحل سند.