آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١ - تفسير
آفريده «زيور كه در بر كنيد» چون لؤلؤ و مرجان «و بنگريد كشتيها را در آن شكافنده» كه با پوزه و دماغه خود آب را ميشكافند و بنگ آن را بر مىآورند.
«و او است كه آميخته دو دريا را» بيضاوى در (ج ٢ ص ١٦٧) تفسيرش گفته:
واگذاشته دو دريا را كنار هم و بهم پيوسته و درون هم نروند يكى خوشگوار و تشنگى بر، و ديگرى شور تند و ميان آنها پرده نهاده و نفرت از هم و مرز معين چون دجله كه بدريا ريزد و فرسنگها پيش رود و با آن نياميزد و مزه نگرداند، و گفتهاند:
مقصود نيل است كه در درياى بزرگ شور ريزد و زمين ميانجى آنها است ... (پايان) و گفته شده رود آمل بدرياى خزر ريزد و بگوارائى خود بماند و با آب شور نياميزد و ميان دريا از آن آب شيرين برگيرند و بسا اگر اين خبر درست باشد در آيه در آيد نيز.
«برابر نيند دو دريا» نمونهاى آورده براى مؤمن و كافر، فرات، تشنگىشكن است، و سائغ خوش نوش «اجاج» شور سوزان «از هر دو بخوريد» در ضمن وصف دو دريا است و آنچه در آنها است! يا براى كامل نمودن نمونه است و مقصود اينست كه چونان كه دو دريا با اينكه فوائدى مشترك دارند در هدف ذاتى آب برابر نيند زيرا يكيشان آميختهاى دارد كه آن را تباه و دگرگون كرده و از سرشت خود بدر برده مؤمن و كافر هم برابر نيستند گرچه در برخى صفات چون دليرى و بخشش شريكند براى آنكه در بزرگترين خاصيت انسانى جدا هستند و يكى از سرشت اصلى خود بدر رفته نه ديگرى.
يا آنكه آب شور از كافر برتر است چون در برخى اوصاف سودمند با آب شيرين شريك است و مقصود از زيور لؤلؤ و ياقوتست «و از آيات او است كشتيهاى كوه مانند دريا» كه چون كوههاى بزرگ با باد در دريا شتابان روانند و چون باد بند آيد بمانند و در اينها دليل است بر وجود صانعى سببساز و نيروى كامل و حكمت تامه او، زيرا خدا هر سوى زمين را بيك نوع گياه و كالا مخصوص ساخته و