آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٥ - روايات
بلرزد، و خدا ماهى خردى فرستد و در گوش او جا دهد و چون خواهد بجنبد آن ماهى در گوشش بجنبد و او آرام گيرد.
١٧- از ابن عباس در «وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَ» كه هفت زمين و در هر زمينى پيغمبريست چون پيغمبر شما، آدمى چون آدم شما، نوحى چون نوح شما، ابراهيمى چون ابراهيم شما، و عيسائي چون عيساى شما (ج ٦ ص ٢٣٩).
١٨- از ابن عمر كه رسول خدا ٦ فرمود: ميان زمين و زمينى كه پهلوى آنست كه مسافت ٥٠٠ سال راه است، و بالاتر زمين بر يك ماهى است كه دو سويش در آسمان بهم برخوردهاند ماهى بر صخره است بدست فرشته است دوم زمين جاى باد است و چون خدا خواست هلاك عاد را بدربان باد فرمود: بر عاد باد فرستد. گفت پروردگارا باندازه سوراخ بينى گاو باد بدانها فرستم خدا فرمود در اين صورت زمين و هر كه بر آنست وارو شوند، ولى باندازه انگشترى بفرست و همانست كه خدا در كتابش فرموده «واننهاد هر چه بر آن آمد جز اينكه خاكسترش ساخت».
در سوم زمين سنگ دوزخ است، در چهارم كبريت دوزخ، گفتند: يا رسول اللَّه دوزخ كبريت دارد؟ فرمود: آرى بدان كه جانم بدست او است در آن واديها است از كبريت كه اگر كوههاى بلند بدان فرستاده شوند آب گردند، در پنجم زمين مارهاى دوزخند كه دهانشان چون واديست و كافر را بگزند و گوشتى از او بر تخته گوشت نماند، در ششم زمين عقربهاى دوزخند، كه كوچكترشان چون استران پالاندار است بكافر نيش زند كه سوزش دوزخ را فراموش كند، در هفتم زمين سقر است و در آن ابليس در غل آهن است از پيش و پس، و چون خدا خواهد براى آنچه خواهد او را آزاد كند.
١٩- از ابى درداء كه رسول خدا فرمود كناره زمين ٥٠٠ سال راه است و زمين دوم هم چنين است، و ميان هر دو زمين هم چنين است.
٢٠- از ابن عباس كه آقاى آسمانها آنست كه عرش در آنست و آقاى زمينها زمين ما است.
٢١- از كعب كه هفت زمين بر صخرهاند و صخره بر كف فرشته و فرشته بر بال ماهى