آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٨١ - يك فايده در مورد كرويت زمين
ديگر بسيط نيستند و از اين رو تيرهاند، و خدا طبقه آشكار زمين را تيره و غبارگون ساخته تا نور پذيرد و عناصر فراز آن را زلال و لطيف نموده تا نور از آنها گذرد و پرتوش بجز آنها رسد، زيرا بيشتر اثر بخشى خورشيد و ماه و اختران ديگر بواسطه پرتو مستقيم و منعطف و برگردان آنها است باذن خدا تعالى، گفتهاند زمين در ميانه آسمان چون مركز كره است و مركز حجمش با مركز عالم يكى است، و اين بچند دليل است.
١- ارتفاع كواكب و انحطاط آنها در مدت ظهورشان برابر است.
٢- هميشه نيمى از فلك پديد است و نيمى نهان.
٣- سايه آفتاب از هنگام طلوع و هنگام غروب هنگامى كه در مدارى باشد كه شب و روز برابر است يا در دو جزء برابر از دائرهاى كه بحركت خاصه خود آن را طى ميكند برابر است.
٤- ماه گرفتن هنگامى است كه دو قطر خورشيد و ماه برابر هم باشند، از دليل يكم فهميده شود كه زمين سمت شرق يا غرب عالم نيست و از دليل دوم فهميده شود كه سمت بالا سر يا پائين پا نيست و از دليل سوم فهميده شود كه بسوى يكى از دو قطب نزديكتر نيست، و از دليل چهارم فهميده شود كه بيكى از اين جهات يا جهات ديگر متمايل نيست.
و چنانچه مركز حجم زمين با مركز عالم يكى است همچنين است مركز ثقل آن براى اينكه هر سنگينى بطبع خود ميان زمين كشيده شود چنانچه آزموده شده بنا بر از ميانه حركت بخارج ندارد و در آن آرام دارد و از همه جهت خود را بسوى مركز كشاند بطور برابر و بناچار مركز ثقل حقيقى آن با مركز تقريبى حجم عالم يكى است و در ميان جهان استوار است و لرزش و پريشانى ندارد، و چون چيزهاى سنگينى كه از يكسو بسوى ديگر كشيده شوند نسبت بزمين بسيار اندكند مركز ثقل را جابجا نكنند، و هر جزئى از زمين جدا شود بدان كشش دارد و آن را از هر سو باشد بخود ميكشد بىپريشانى و ترديد.