آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧١ - باب سى و پنجم در نوادر
باب سى و پنجم در نوادر
- در خصال (٥٨): بسندش تا پيغمبر ٦ كه فرمود: خدا چيزى نيافريده جز آنكه بر او آفريده ديگرى را چيره ساخته چنانچه چون خدا ابر را آفريد (درياها را خ ل) بخود باليد و جوشيد و گفت: چه چيز بر من چيره گردد و خدا فلك را آفريد تا آن را چرخانيد و زبون كرد.
و آنگاه زمين باليد و گفت: كدام چيز بر من چيره شود؟ و خدا كوهها را آفريد و بر پشتش كوبيد و بازش داشتند از اينكه بلرزند آنچه بر او است و زبون شد و آرام گرفت و آنگاه كوهها بر خود باليدند و سر بلندى كردند و گفتند كدام چيز بر ما چيره شود و خدا آهن را آفريد تا آن را بريد و رام شد و زبون گرديد.
و آنگه آهن بر كوهها باليد و گفت: كدام چيز بر من چيره شود؟ و خدا آتش را آفريد تا آهن را گداخت و آهن زبون شد سپس دم بر آورد و شعله زد و باليد و گفت كدام چيز بر من چيره شود؟ و خدا آب را آفريد و آن را خاموش كرد و زبون شد، سپس آب باليد و جوشيد و گفت كدام چيز بر من چيره شود و خدا باد را آفريد تا امواج آن را جنبانيد و آنچه در تكش بود بر انگيخت و آن را از مجاريش باز داشت و آب زبون شد.
سپس باد باليد و غريد و دامن كشيد و گفت كدام چيز بر من چيره شود؟ و خدا آدم را آفريد تا چارهجوئى كرد و در برابرش پرده بر گرفت و آن را دگرگون كرد و زبون شد، و آنگه آدمى سركشى كرد و گفت كيست از من نيرومندتر باشد؟ و خدا مرگ را آفريده و او را مقهور كرد و آدمى زبون شد، سپس مرگ بر خود باليد و خدا- جل جلاله- او را فرمود: بر خود مبال كه من تو را ميان دو گروه سر برم ميان بهشتيان و دوزخيان سپس هرگزت زنده نسازم بس زبون شد و ترسيد.