آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٤ - تفسير
يعنى ميداند در شكم هر آبستن چيست، نر است يا ماده درست است يا نادرست، چه رنگ و وصف دارد «تَغِيضُ الْأَرْحامُ» يعنى وقتى را كه از نه ماه كم گزارد و يا افزايد و فرزند را در بالاترين مدت حمل زايد، گفتهاند آنچه ارحام بكاهند و خون قطع شود و آنچه فزايد در نفاس از خون پس از زائيدن، بيضاوى گفته يعنى كم و بيش آن را در بهشت و در مدت و در شمار، و گفتهاند مقصود كاستن و فزودن خون حيض است.
و هر چيزى نزد او اندازه دارد كه بيش و كم نشود و در اخبار است كه بتقدير خود آدمى را از نطفه آفريند، بيضاوى گفته (در ج ١ ص ٥٧٧) تفسيرش: از جمادى بيحس و حركت و روان كه خود را نگهدارد.
«در شكيد از بعث» بيضاوى گفته يعنى در امكان آن (پس آفريديم شما را) يعنى نظر كنيد در آغاز آفرينش خود تا شك شما بر طرف شود «از خاك» كه آدم از آن آفريده شد و از غذاها كه منى از آنها زايد.
... مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى يعنى ميميرد نزد جوانى يا پيشتر و برخى شما، بپستترين دور عمر رسيد يعنى پيرى و خرفى «تا نداند پس از دانستن چيزى را» يعنى مانند كودك شود از كم خردى و كمفهمى و فراموش كند، و آن را كه ميشناخته ناشناس داند و اين دليل دوم است بر امكان بعث از نظر اختلافى كه در وضع انسان در هر دوره عمر پديدار مىشود كه خود نمونه ايست از بعث و كسى كه بدانها قادر است بنظائر آنها هم قادر است (در تفسير بيضاوى (ج ٢ ص ٢٥).
«مِنْ سُلالَةٍ» يعنى خلاصه اى كه از تيرگى كشيده شده و گل است و آدم از بر گزيده گل آفريده شد يا مقصود جنس است چون همه بشر از كشيده اى باشند كه نطفه شده پس از ادوارى، و گفتهاند گل خود آدم است و سلاله نطفه او است ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً يعنى نطفه سپيد را يك خون بسته سرخ كرديم فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً يعنى آن را قطعه اى گوشت ساختيم و آن گوشت را سخت كرديم تا استخوان شد و بر آن