آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٤ - كلامى در باره ذو القرنين
ابزار كار گفتند. ابزار كار چيست؟ گفت «تيكههاى آهن بياوريد» و مس بياوريد گفتند با چه نيرو آهن و مس را ببريم، معدن ديگرى از زير زمين براى آنها بر آورد بنام «سامور» كه سختتر و سفيدتر فلزيست كه خدا آفريده، و سليمان ستونهاى بيت المقدس و سنگهايش را با آن بريده و هم جواهرش را.
و آنگه ميان دو كوه را اندازه گرفت و آهن و مس را با آتش ذوب كرد، و تيكهها چون سنگهاى بزرگ ساخت، سپس مس را آب كرد و چون گل ملاط آن سنگهاى آهنين نمود و بساختن آن پرداخت و نقشه ساختمانش چنانچه مورّخان گفتهاند اين است، ميان دو كوه را اندازه گرفت ١٠٠ فرسخ بود و پايه آن را كند تا بآب رسيد.
و پهناى سد را ٥٠ فرسخ گرفت، و آنگه، هيزم ميان دو كوه نهاد و آهن روى آن چيد و باز هيزم روى آن چيد و يك رده آهن و يك رده هيزم روى هم چيد تا برابر دو كوه دو سمت سد شد.
و آنگه آتش بر آن نهاد و گفت بدميد تا همه آتش شد و مس آب شده بر آن ريخت و آتش رده هيزمها را بلعيد و مس گداخته بجايش آمد تا آهن و مس با هم تركيب شدند. و چون پارچه برد يمنى نمودار شد از زردى و سرخى مس و از سياهى آهن و مس، و سد دراز و محكم و بزرگى شد چنانچه خدا فرموده «نتوانند بر آن برايند و نتوانند بر آن سوراخى پديد آرند».
قتاده گفته، مردى گفت: يا نبى اللَّه سد يأجوج و مأجوج را ديدى؟ براى من وصف كن فرمود: چون برد يمنى است يك رده سياه و يكى سرخ فرمود: من آن را ديدم، و گفتهاند: جاى سد پشت «ملاذجرد» نزديك مشرق تابستان و فاصلهاش تا خزره ٧٢ روز راه است.
و از على بن ابى طالب ٧ روايت شده كه فرمود: ذو القرنين از مشرق تا مغرب را مالك شد، دوستى از فرشتهها داشت بنام «رفائيل» بديدن او مىآمد، يك روز