آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٧ - مسائل عبد الله بن سلام
الموت، خدا عزّ و جلّ فرمايد: اى ملك الموت به همه بندههايم و پيغمبرانم و رسلم مرگ را چشاندى، در علمم گذشته- من داناى هر نهانم- كه هر چيزى نابود است جز ذات من، اكنون نوبت تو است- گويد معبودا، سيدا رحم كن ببندهات ملك الموت كه ناتوانست، خداى عزّ و جلّ فرمايد: اى ملك الموت دست راست زير گونه راست بنه ميان بهشت و دوزخ و بمير.
س ٢١٧- پدر و مادرم بقربانت يا رسول اللَّه ميان بهشت و دوزخ چند است؟
ج: ٣٠ هزار سال بسال دنيا- ملك الموت بسمت راستش بخوابد و دست راست زير گونه راست خود نهد و دست چپش را بر چهره خود، و فريادى كشد كه اگر همه اهل آسمانها و زمين زنده بودند از هول آن بمردند، راست گفتى.
س ٢١٨- بفرمائيد خدا با آسمانهانى كه ساكنانش مردند چه كند؟
ج: مانند كاغذ سند آنها را بهم نوردد، سپس فرمايد: جل جلاله و تقدست اسمائه لا اله غيره، و لا معبود سواه- كجايند شاهان، كجايند شاهزادگان، كجايند زورگويان و زورگوزادگان، كسى پاسخ ندهد، فرمايد امروز پادشاهى كرا است؟ كسي پاسخ ندهد و خود بخود گويد: پادشاهى از آن يگانه قهار است، امروز هر كسى بسزاى خود رسد، امروز ستم نيست، چون كه خدا زود بحساب رسد، راست گفتى اى محمّد.
س ٢١٩- بمن بگو: خدا خلق مرده را در قيامت چگونه محشور كند.
ج: نخست خدا اسرافيل را زنده كند و او نخست پاسخگوى خدا است از خدمتكارانش و صور دار است، و خدا عزّ و جلّ باو فرمايد تا در صور بدمد.
س ٢٢٠- بگو اسرافيل در صور چه گويد؟
ج: گويد: اى استخوانهاى پوسيده، اندام پراكنده، مويهاى ريخته، بشتابيد براى سان برابر خدا پادشاه جبار آفريننده آسمانها و زمين و بدمد در صور بار ديگر بناگاه همه بر پا و نگرانند.