آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٣ - روايات
و به ابر و شبنم تبديل نميگرديدند، و وصفش باندازه كفايت گذشت.
آتش هم چنين است، اگر مانند هواء همه پراكنده بود، جهان و آنچه در آنست ميسوخت، ولى چاره نبود كه گاهى بايد باشد:، چون در بسيارى حوائج سودمند است، و آن در درون چوبها سپرده شد تا هر گاه خواهند آن را بجويند و با مايه و هيزمش نگهدارند تا نياز خود برآرند و خاموش نشود، و يكباره در هيزم نگيرد و پخش نشود تا همه را بسوزاند، بلكه خرده خرده در آن در گيرد تا بهرهاى سالم بدهد بىزيان.
و وصف ديگرش آنست كه ويژه نياز آدميزاد است نه جانداران ديگر، اگر آدمى آتش نداشته باشد زيان بسيار بيند در زندگى ولى حيوانات آن را بكار نبرند و سودى از آن ندارند، و چون خدا چنين مقدّر كرده بآدمى كف و انگشت داده كه براى گيراندن آتش و بكار زدنش آماده باشد، و مانند آن را ببهائم نداده و آنها را سازگار با غذاى خام كرده و بردبار در برابر سرما تازيانى چون آدمى نكشند از نبود آتش.
و فائده كوچك ديگر آتش عين چراغ است كه مردم برگيرند و هر نيازى در شب دارند با آن برآرند، و اگر اين فائده در آتش نبود مردم چون اهل قبور زندگى كردند، و چه كسى ميتوانست در شب بنويسد يا حفظ كند يا چيزى ببافد، و چه حالى داشت كسى كه شب دچار دردى ميشد و ميخواست آن را با ضماد يا گرد يا داروى ديگر درمان كند. و اما سودش در پخت غذا و گرمشدن و خشك كردن و تحليل همه چيزها و مانند آن بسيارتر است از شماره و روشنتر است از اينكه نهان باشد.
بيان: ... اينكه فرمود: «ورزشگاه شمال بالاتر است» يعنى چون زمين كره حقيقى وصاف نيست در اكثر معموره شمال بلندتر از جنوب است، از اين رو بيشتر رودها چون دجله و فرات و جز آن از شمال به جنوب روانند، و چون آب درون زمين هم در پستى و بلندى تابع زمين است چشمهها هم همچنين از شمال به جنوب روانند تا بر زمين روان شوند و از اين رو شوند از اين رو و در اجتماع بئر و بالوعه شمال را بلندتر اعتبار كردند،