آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٤ - باب چهلم باب ديگرى است در فضل آدمى و برترى فرشته
ساخته، گويا و زبان بسته كه گفتار و نطق و بيان او را از بىزبان جدا كرده است و مقامش را بالا برده، و گويا را هم دو نوع كرده حجت و حجتپذير و حجت را بالاتر از حجتپذير ساخته چون علم آسمانى را تنها باو داده و او را آموزگار و استاد نموده چون از طرف خدا بر آن گماشته شده بىاينكه بديگرى واگذار باشد و او بدان والا است و ديگران بواسطه علمى كه از حجت بدانها رسد بر يك ديگر والائى دارند.
گويند: سپس ديديم اصل هر چيز آدم است كه او را نشانه هر روحانى ساخته كه پيشتر از او است و هر جسمانى كه از آتش آفريده و باو دانش ويژه داده كه نه به پيش از او داده و نه پس از او و فهمى مخصوص خودش و علم او را ملاك حجتهاى نژادش ساخته كه بر نژاد او امامت كنند، و آنگه آدم را براى مقام بلندش قبله فرشتههاى روحانى ساخت و وسيله آزمايش آنان و آنها را بسجده كردن بر وى آزمود و البته سجده شده اعلى و افضل است از سجدهكننده و حجت برتر است از حجت پذير و البته بسجده كردن در برابر او زبون شدند و نبينى برخى از اين زبونى سرباز زدند و زير بار نرفتند و چگونه ملعون و مطرود شدند از ولايت خدا و دشمن او گرديدند و از اين سرخوردگى، هرگز اميد رهائى ندارد.
و ديديم سبب فضل آدم بر فرشتهها همان دانش بود كه خدا عزّ و جلّ خاص او نمود نه آنان و اسماء را باو آموخت و هر چه را باو بيان كرد و بدانش خود بالاتر شد از نادانان، و آنگه خدايش فرمود: تا آنها را از آنچه باو آموخته براى آگهى آنان پرسش كند كه بآنها نياموخته بود تا بآنها علوّ مقام و رفعت شأنش را بنمايد و بفهماند چطور او را براى دانش خود برگزيده و والائى او را روشن سازد.
و دانستيم كه چون توانا بر جواب او نبودند اين پرسش براى آزمايش بود نه براى تكليف آنها بجواب گوئى زيرا خدا تكليف ما لا يطاق نكند و اين پرسش براى وادار كردن آنها بود باعتراف به زير دستى آنها و نادانى آنها نسبت بدان چه خدا