آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٠ - مسائل عبد الله بن سلام
باب سى و هفتم در نوادر
[مسائل عبد الله بن سلام]
من گويم در برخى كتب قديمه اين روايت را يافتم و آن را بهمان لفظ آوردم و نيز آن را در كتاب «ذكر اقاليم و بلدان و جبال و انهار و اشجار» با اندكى اختلاف و جدائى بسيارى الفاظ يافتم كه در سياق روايت ببرخى از آنها اشاره كردم، و آن اينست.
مسائل عبد اللَّه بن سلام كه «اسماعيل» نام داشت و پيغمبر او را عبد اللَّه نام كرد.
از ابن عباس است- رضى اللَّه عنه- كه چون پيغمبر ٦ مبعوث شد على ٧ را فرمود نامهاى بكفار و ترسايان و يهود نوشت كه آن را جبرئيل به پيغمبر ٦ ديكته كرد، نوشت.
بنام خداوند بخشنده مهربان، از محمّد رسول خدا بيهود خيبر اما بعد، زمين از آن خداست و سر انجام از آن پرهيزكاران، درود بر كسى كه پيرو راه راست شد و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم، سپس مهر بر نامه نهاد و نزد يهود خيبر فرستاد و چون نامه بدانها رسيد نزد بزرگ خود ابن سلام آمدند و گفتند اى پسر سلام اين نامه محمّد است كه بتو نوشته آن را براى ما بخوان آن را براشان خواند و گفت از اين سخن چه خواهيد؟ من در محمّد نشانههائى را بينم كه در تورات است از اينكه همان محمّد است كه موسى بن عمران ما را بدو مژده داده.
گفتند كتاب ما را نسخ كند و آنچه در پيش بر ما حلال بوده حرام كند، ابن سلام بآنها گفت: اى مردم شما دنيا را بآخرت برگزيديد و عذاب را بآمرزش، گفتند:
اگر محمّد بكيش ما باشد براى ما دوستتر است از جز آن، گفت: من نزد او ميروم و از او پرسشهائى از تورات مينمايم و اگر درست پاسخ مرا گفت دين او را ميپذيرم و از يهودىگرى دست ميكشم، برخاست تورات را برداشت.