آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٤ - باب سى و سوم در حرمت خوردن خاك و آنچه از آن حلال شده
ميگويم: ظاهر خبر يكم اينست كه حرمت طين مخصوص بگل تر است نه كلوخ خشك چنانچه صدوق از ظاهرش فهميده و كسى صريحا چنين نگفته، و بسا مقصود اينست كه حرمت تنها در گل تر و كلوخ است نه آنچه در شيره مستهلك شود يا بر ميوه و خوراكيهاى ديگر نشيند، و حصر اضافى است نسبت بدان چه گفتيم يا مقصود از مدر شامل خاك هم هست، يا مقصود الزام مخالفين است كه منكر استشفاء بتربت حسين ٧ هستند كه دليل شما اخبار حرمت گل است و ظاهر آنها همان گل تر است و اطلاقش بر جز آن مجاز است و دليل بر حرمت خاك و كلوخ نباشند.
و يهر تقدير مقصود از كراهت حرمت است، و محدث استرآبادى گفته همانا مكروه همان گل است كه تر و خشكش ميان مردم متعارفست نه گل قبر حسين ٧ (پايان).
و من گويم: با قطع نظر از شهرت بلكه اجماع بر عموم حرمت تخصيص آن بخصوص گل تر بعيد نيست و بيشتر اخبار هم لفظ طين دارند و ظاهر اين خبر هم اختصاص است، راغب در مفردات گفته طين مخلوط از خاك و آبست و بسا آبش هم كه برود آن را طين نامند (پايان) ولى جدا كردن طين قبر حسين ٧ دلالت بر عموم دارد، زيرا معلوم است كه استشفاء مخصوصتر آن نيست بلكه غالب با خشك آنست، و بهر حال بايد همان قول مشهور را عمل نمود.
محقق اردبيلى- قدّس سره- گفته: در ظاهر خلافى در حرمت طين نيست و ظاهر لفظ آن در عرف و لغت خاك آميخته بآبست، و صحيحه معمر بن خلاد هم مؤيد آنست- و خبر را ذكر كرده- و پس از آن گفته؛ و اين روايت دلالت دارد كه پس از خشكيدن هم حرامست و بقاء رطوبت شرط نيست ولى بايد مخلوط شده باشد و جز آن حرام نيست بحكم اصل و عمومات حليت و محصور بودن محرمات، و مشهور ميان فقهاء حرمت خاك و همه اجزاء زمين است تا برسد بريگ و سنك.
در مسالك گفته: حكم شامل خاك و كلوخ هم هست چون براى تن زيان دارند و زيان بطور مطلق روشن نيست، و شايد دليل قول مشهور اينست كه چون طين حرام