آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣ - روايات
آنكه گفته لؤلؤ تنها از درياى شور است همين را دانسته براى اينكه غواصان تنها آن را از درياى شور برآورند (ولى لازم نباشد كه جز در آن يافت نشود،) پذيرفتيم ولى چرا نگوئيد صدف بفرمان خدا از آب شيرين بآب شور آيد، و چگونه اين انحصار دانسته شود با اينكه امور آشكار زمين به تجار بيابان نورد و جهان گرد نهان ماند و چگونه تك درياها بر آنها نهان نماند.
٢- اگر گفته آنها درست باشد كه بر نيايد جز از آب شور باز هم چند راه دارد يكى اينكه توليد لؤلؤ در صدف از قطره باران است كه از آب شيرين آسمانست و دوم اينكه توليد در محل برخورد دو دريا است سپس پس از بسته شدن در صدف براى شورى صدف بدرياى شور آيد، مانند زنى كه دچار ويار است و در آنجا سنگين گردد و نتواند بدرياى شيرين برگردد، سپس برخى وجوه گذشته را ذكر كرده است.
طبرسى- ره- گفته: «از هر دو برآيد» يعنى از آب آسمان و آب دريا زيرا چون قطرهها از آسمان بدريا چكد صدفها دهن گشايند و لؤلؤ از آن قطرهها باشد از ابن عباس و از اين رو دو بحر را حمل كرده بدرياى آسمان و درياى زمين، و گفتهاند شيرين و تلخ برخورند و تلقيح شوند و لؤلؤ بر نيايد جز از مورد برخورد شيرين با تلخ و اين نزد ملاحان معروف است (پايان) مجمع (ج ٩ ص ٢٠١) گويم: «لَهُ الْجَوارِ» يعنى كشتيها «منشئات» داراى شراع بلند يا ساختهشدهها يا برآورد موج و گردش در دريا بنا بر كسر شين در قرائت حمزه و ابو بكر «بكدام نعمت پروردگار خود تكذيب كنيد» از آفرينش مايههاى كشتى و ارشاد بگرفتن و ساختن آنها و روان كردن در دريا ابزارى كه جز خدا تعالى نتواند آفريد.
«إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً» يعنى فرو رود در زمين كه دلوها بدان نرسند، ماء معين يعنى روان يا آشكار «و نوشانديم بشما آب گوارا» با آفرينش نهرها و منابع آن.
[روايات]
١- در علل (ج ٢ ص ٢٤٠) و عيون (ج ١ ص ٢٤٢): بسندى تا گويد مردى شامى از امير المؤمنين ٧ پرسيد مدّ و جزر چيستند، فرمود: فرشتهاى بنام رومان