آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٨ - روايات
٦٣- از امير المؤمنين است كه رحمتهاى خدا بر مردم قم، خدا بلادشان را سير باران كند تا آخر آنچه از امام صادق گذشت.
٦٤- و از پيغمبر ٦ روايت است كه چون مرا بآسمان بردند بزمينى سفيد و كافورى گذشتم و بوى خوشى از آن بوئيدم و بجبرئيل گفتم: اين بقعه چيست؟ گفت: بآن آبه، گويند رسالت تو ولايت نژاد تو بر آن عرضه شد و پذيرفت و خدا از آن مردانى آفريند كه تو را دوست دارند و نژادت را، بركت خدا بر آن و مردمش باد.
٦٥- معجم البلدان: گفته: روايت است كه در تورات نوشته است رى يكدر زمين است، و بازرگانى مردم بدانست، اصمعى گفته: رى عروس جهانست و جاى بازرگانى مردم، گفته كه از امام جعفر صادق ٧ روايت شده كه رى و قزوين و ساوه ملعون و شومند.
٦٦- در كشف الغمه است كه امير المؤمنين ٧ فرمود: واى بر طالقان كه خداى تعالى در آن گنجها دارد نه طلا هستند و نه نقره ولى مردانى مؤمن كه خدا را چنانچه سزد شناختند و در آخر الزمان ياران مهدى باشند.
٦٧-: بسندى تا رسول خدا ٦ كه فرمود: قزوين يكى از درهاى بهشت است.
٦٨- در در المنثور (ج ١ ص ١٢٣) از چند كتاب از ابن عباس كه رسول خدا فرمود: بمكه، وه چه شهر خوشبوئى هستى و چه اندازه دوستت دارم، اگر مردمت مرا از تو بيرون نكرده بودند از تو بيرون نشدم، در روايت ديگر در جز تو سكونت نكردم.
٦٩-: و از عبد الرحمن بن سابط كه چون رسول خدا ٦ خواست بمدينه كوچد استلام حجر كرد و ميان مسجد ايستاد و بخانه كعبه رو كرد و گفت: من ميدانم خدا در زمين خانهاى ننهاده كه از تو دوستتر داشته باشم و در روى زمين شهري از تو دوستتر ندارم، و از بىميلى از تو بيرون نشدم ولى آنان كه كفر ورزيدند مرا