آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٢ - باب سى و هشتم چرا بآدمى انسان گويند و بزن مرأه و به زنان نساء
ابواب آدمى، روح، بدن، اجزاء بدن، قواى روح و تن، احوال روح و تن
باب سى و هشتم چرا بآدمى انسان گويند و بزن مرأه و به زنان نساء
- در علل (ج ١ ص ١٤): بسندى از امام ششم ٧ كه آدمى را انسان گفتند براى اينكه فراموشكار است و خدا عزّ و جلّ فرمود «و البته سفارشى از اين پيش بآدم كرديم و فراموش كرد، ١١٥ طه».
بيان: بصريان انسان را از ماده انس دانند و كوفيان از ماده نسيان و اين خبر دلالت بر عقيده كوفيان دارد و عامه هم آن را از ابن عباس روايت كردند، خليل در كتاب العين گفته: انسان از نسيان گرفته شده و اصلش انسيان است چون جمعش اناسى و مصغرش انيسيان آمده و ياءش بتكرار حذف شده.
شيخ در تبيان از ابن عباس آورده كه آدم را انسان ناميدند زيرا باو سفارشى شد و فراموش كرد، خدا تعالى فرموده است وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً راغب در مفرداتش گفته: انسان نام آدمى شده بقولى براى اينكه زندگى او وابسته بهم نوع است و از اين رو گفتهاند انسان بطبع خود اجتماعى است كه قوام زندگى آنها بيكدگر است و نتواند تنها همه وسائل زندگى را فراهم كند و گفتهاند براى آنست كه بهر چه خوشش آيد انس ميگيرد و گفتهاند بر وزن افعلان است از نسيان چون باو سفارشى شد و فراموش كرد.
٢- در علل (.. ص ١٦): بسندى از امام ششم كه بزن مراة گفتند براى آنكه از مرء و مرد آفريده شد يعنى حوّاء از آدم.
٣- در معانى الاخبار بىسند: معنى انسان اينست كه فراموش كند، معنى