آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٩ - كلامى در باره ذو القرنين
استوارند و گردش دارند.
و از اين رو با ميخ وجه مشترك دارند كه سبب استوارى و مانع از بيقراريند و ميخ گفتن صخور و كوهها خوبست و تعبير بلرزش و نفى آن از اين نظر است كه صحيح است گفت اگر جانوران دچار غرق شوند استقرارى بر زمين ندارند در صورتى كه كوهها نباشند و بر زمين هم نسبت لرزش و بىقرارى در اين صورت صحيح است و توان گفت اگر كوهها در روى زمين نبودند زمين دچار لرزه و اضطراب بود نسبت بجانوران خود.
٥- مقصود از كوههاى بلند پيغمبران و اوصياء و علماء است و مقصود از زمين دنيا و تعبير از اينان بكوه بلند براى اينست كه مانند كوه سنگين و استوار و پناه مردمند و چون ميخ وسيله آرامش امور جهان و آسايش و جلوگيرى از لرزش دلها و لغزش نوع انسانند و مرجع مهمات و حوائج، دانشمندان در زمين ميخهاى خدا باشند.
٦- مقصود از اينكه كوهها ميخ زمينند اينست كه وسيله راه جستن و بمقصود رسيدنند و از لرزش در اشتباه و گرفتارى بگمگاه جلوگيرند، اين سه جهت را برخى ناهنجار گويان كه شيوه او تاويل بلا سبب و دليل آيات و اخبار است بيان كرده، و اين دليرى بر مالك روز جزاء و افتراء بحجج پروردگار جهانيان است.
٧- مقصود از زمين تيكههاى آنست نه كلّ آن و كوهها ميخ و نگهدار هر تيكه زمينند از لرزش بدنبال حبس بخار بفرمان خدايا باسباب ديگر كه آفريننده داند و اين وجه نزديك بباور است و آنچه راجع بزمين لرزه در حديث ذو القرنين آيد مؤيد آنست.
[كلامى در باره ذو القرنين]
گويم: اما حديث ذو القرنين و سدّ و جز آن از احوال او در مجلد پنجم در شرح حالش گذشته. و در اينجا برخى از گذشته را بروايت ديگر بياوريم.
ثعلبى در عرايس از قول اهل كتب آورده كه: ذو القرنين رومى و پسر يگانه پيره زنى بود و نام او اسكندروس بود، يا «عياش» بنده خوبى بود و چون پادشاه شد خدا بدو وحى كرد كه اى ذى القرنين منت بر سراسر مردم مبعوث كردم و حجت بر آنها ساختم: اين تعبير خواب تو است.