آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٩ - روايات
٢١- در علل (ج ٢ ص ٢٤١): بسندى تا يكى از دو امام كه خدا عزّ و جلّ ماهى را فرمود تا زمين را برداشت و هر شهرى روى يك پولك آن قرار گرفت، و چون خدا خواهد آن شهر را بلرزاند ماهى را فرمايد تا آن پولك را بجنباند، و اگر آن پولك بلند كند زمين بفرمان خدا وارو شود.
در فقيه: بىسند از امام صادق ٧ مانندش را آورده.
بيان: صدوق- ره- پس از ذكر اين سه حديث گفته است در فقيه: زلزله بدين سه سبب واقع شود و اين اخبار اختلافى ندارند (پايان) ظاهر كلامش اينست كه زمين لرزه يك بار بسبب نخست است و يك بار بسبب دوم و يك بار بسبب سوم، و بسا كه در هر زمين لرزه هر سه سبب موجود باشند، و بسا كه علت دوم در زمين لرزه سراسريست چون زمين لرزه قيامت، و سومى در آنجا كه بدنبالش فرو كشيدن و انقلاب و دگرگونى بزرگى در زمين بوجود آيد و خلاصه زمين لرزهاى بزرگ، و سبب يكم در زلزلههاى اندك و جزئيست، و مؤيد خبر يكم است كه بيشتر زمين لرزهها از كوهها آغاز ميشوند و هر ده كه بكوه نزديكتر است لرزه آن سختتر است.
٢٢- در كافى (٣٥٦- روضه): بسندى از تميم بن حاتم، گفت: با امير المؤمنين ٧ بوديم و زمين لرزيد و وى آن را ماليد و فرمود: آرام باش، تو را چه مىشود؟ وانگه بما رو كرد و فرمود: هلا اگر آن زمين لرزه بود كه خدا گفته البته پاسخ مرا ميداد ولى آن نيست.
٢٤- در علل (ج ٢ ص ٢٤٢): بسندى كه: تميم بن حذيم گفت: با على بوديم ٧ كه ببصره رو كرديم در يك منزلى زمين لرزيد و على ٧ بر آن دست زد و باو گفت: تو را چه شود؟ وانگه بما رو كرد و پيغمبر فرمود: اگر آن زمين لرزه بود كه خدا عزّ و جلّ در كتابش گفته بمن پاسخ ميداد ولى آن نيست.
بيان: اين اشارتست كه مقصود از (الانسان) در سوره زلزال امير المؤمنين ٧ است كه بزمين گويد: تو را چه شود؟ و زمين بدو گزارش دهد چنانچه در علل (ج ٢